pageant

[ایالات متحده]/'pædʒ(ə)nt/
[بریتانیا]/'pædʒənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جشن عمومی بزرگ، به ویژه یک رژه یا جشنواره با نمایش های مفصل

عبارات و ترکیب‌ها

beauty pageant

مسابقه زیبایی

pageant winner

برنده مسابقه

pageant contestant

شرکت‌کننده در مسابقه

جملات نمونه

a historical pageant

نمایشی تاریخی

Our pageant represented scenes from history.

نمایش ما صحنه‌هایی از تاریخ را به تصویر می‌کشید.

public pageants and dramas in which virtues and vices were personified.

نمایش‌ها و درام‌های عمومی که فضایل و رذایل در آنها تجسم یافته بودند.

She won the beauty pageant last year.

او سال گذشته در مسابقه زیبایی برنده شد.

The pageant contestants practiced their routines for weeks.

نامزدان مسابقه برای هفته‌ها روی تمرین‌های خود کار می‌کردند.

The annual pageant attracts participants from all over the country.

مسابقه سالانه شرکت‌کنندگان را از سراسر کشور جذب می‌کند.

The pageant will be held in the city center.

مسابقه در مرکز شهر برگزار خواهد شد.

She was crowned the winner of the pageant.

او به عنوان برنده مسابقه تاج‌گذاری شد.

The pageant featured a talent show and a fashion parade.

مسابقه شامل یک نمایش استعداد و یک رژه مد بود.

The pageant raised money for a local charity.

مسابقه برای یک خیریه محلی پول جمع کرد.

The pageant organizers are looking for sponsors.

سازندگان مسابقه به دنبال حامی مالی هستند.

She wore a stunning gown for the pageant.

او یک لباس خیره‌کننده برای مسابقه پوشید.

The pageant judges scored the contestants based on various criteria.

داوران مسابقه داوران را بر اساس معیارهای مختلف امتیاز دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید