pageboy

[ایالات متحده]/'peɪdʒbɒɪ/
[بریتانیا]/'pedʒbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مدل مو با موهای پیچیده شده به سمت داخل در انتها؛ یک خدمتکار جوان مرد
Word Forms
جمعpageboys

عبارات و ترکیب‌ها

pageboy haircut

مدل موی پیج‌بوی

traditional pageboy hairstyle

مدل موی پیج‌بوی سنتی

short pageboy cut

مدل موی پیج‌بوی کوتاه

جملات نمونه

The young pageboy carried the bride's train.

پسر جوان، قطار عروس را حمل کرد.

She hired a pageboy to deliver the message.

او برای تحویل پیام یک پسر خدمتکار استخدام کرد.

The pageboy's uniform was crisp and clean.

لباس پسر خدمتکار تمیز و مرتب بود.

He looked dashing in his pageboy haircut.

او با مدل موی پسر خدمتگارش جذاب به نظر می رسید.

The pageboy announced the arrival of the guests.

پسر خدمتکار ورود مهمانان را اعلام کرد.

The pageboy tripped over his own feet.

پسر خدمتکار روی پای خود زمین خورد.

She requested a pageboy to help her with her luggage.

او از یک پسر خدمتکار خواست تا در حمل بار و چمدانش به او کمک کند.

The pageboy bowed politely as he handed her the letter.

پسر خدمتکار با ادب تعظیم کرد و نامه را به او داد.

The pageboy's duties included running errands for the household.

وظایف پسر خدمتکار شامل انجام کارهای منزل برای خانواده بود.

The pageboy's cap sat jauntily on his head.

کلاه پسر خدمتکار به طور شیطنت آمیز روی سرش قرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید