paging

[ایالات متحده]/'peɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/'pedʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برنامه‌ریزی صفحه; شماره‌گذاری صفحات
v. صفحه‌گذاری با استفاده از یک پیجر.

عبارات و ترکیب‌ها

paging system

سیستم صفحه

paging service

سرویس صفحه

paging feature

ویژگی صفحه

paging device

دستگاه صفحه

جملات نمونه

she was paging through an immense pile of Sunday newspapers.

او در حال ورق زدن یک دسته بزرگ از روزنامه های یکشنبه بود.

many systems have paging as a standard feature.

بسیاری از سیستم‌ها دارای ویژگی استاندارد صفحه بندی هستند.

Besides, rapid progress was made in the divestiture of radio paging assets from the P&T sectors and the restructuring on a nationwide basis.

علاوه بر این، پیشرفت سریعی در واگذاری دارایی های صفحه رادیویی از بخش های P&T و بازسازی در سطح سراسری حاصل شد.

paging the doctor on call

صفحه فراخوانی پزشک آماده.

paging a specific person in a crowded place

صفحه فراخوان یک شخص خاص در یک مکان شلوغ.

paging through a book

برگشتن در یک کتاب.

paging someone over the intercom

صفحه فراخوان کسی از طریق اینترکام.

paging the receptionist for assistance

صفحه فراخوان مسئول پذیرش برای کمک.

paging a colleague for a meeting

صفحه فراخوان یک همکار برای یک جلسه.

paging the flight attendant for a drink

صفحه فراخوان مهماندار برای نوشیدنی.

paging for help in an emergency

صفحه فراخوان برای کمک در شرایط اضطراری.

paging the IT department for technical support

صفحه فراخوان بخش فناوری اطلاعات برای پشتیبانی فنی.

paging a friend on their mobile phone

صفحه فراخوان یک دوست در تلفن همراهشان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید