paigle

[ایالات متحده]/ˈpeɪɡl/
[بریتانیا]/ˈpeɪɡl/

ترجمه

n. گیاهی که به عنوان پرایم‌رز شناخته می‌شود و برای مقاصد دارویی استفاده می‌شود؛ نام دیگر پرایم‌رز بالا
شکل‌های واژه
جمعpaigles

عبارات و ترکیب‌ها

paigle art

هنر پایگل

paigle design

طراحی پایگل

paigle style

سبک پایگل

paigle project

پروژه پایگل

paigle concept

مفهوم پایگل

paigle theme

تم پایگل

paigle workshop

کارگاه پایگل

paigle exhibition

نمایشگاه پایگل

paigle collection

مجموعه پایگل

paigle innovation

نوآوری پایگل

جملات نمونه

she decided to paigle her schedule for the week.

او تصمیم گرفت برنامه هفتگی خود را تنظیم کند.

he always tries to paigle his work and personal life.

او همیشه سعی می کند زندگی کاری و شخصی خود را متعادل کند.

we need to paigle the project deadlines with the team members.

ما باید مهلت های پروژه را با اعضای تیم هماهنگ کنیم.

it's important to paigle your priorities effectively.

اولویت های خود را به طور موثر تنظیم کنید، این مهم است.

she learned to paigle her emotions during stressful times.

او یاد گرفت تا در زمان های استرس زا احساسات خود را کنترل کند.

he managed to paigle his studies and hobbies successfully.

او توانست به طور موفقیت آمیز تحصیل و سرگرمی های خود را متعادل کند.

they need to paigle their resources for the upcoming event.

آنها باید منابع خود را برای رویداد آینده تنظیم کنند.

to achieve success, you must paigle your time wisely.

برای رسیدن به موفقیت، باید زمان خود را به درستی تنظیم کنید.

he struggles to paigle his commitments at work and home.

او در تنظیم تعهدات خود در محل کار و خانه مشکل دارد.

she found it hard to paigle her health and career.

او متوجه شد که تنظیم سلامتی و حرفه خود دشوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید