| جمع | paigles |
paigle art
هنر پایگل
paigle design
طراحی پایگل
paigle style
سبک پایگل
paigle project
پروژه پایگل
paigle concept
مفهوم پایگل
paigle theme
تم پایگل
paigle workshop
کارگاه پایگل
paigle exhibition
نمایشگاه پایگل
paigle collection
مجموعه پایگل
paigle innovation
نوآوری پایگل
she decided to paigle her schedule for the week.
او تصمیم گرفت برنامه هفتگی خود را تنظیم کند.
he always tries to paigle his work and personal life.
او همیشه سعی می کند زندگی کاری و شخصی خود را متعادل کند.
we need to paigle the project deadlines with the team members.
ما باید مهلت های پروژه را با اعضای تیم هماهنگ کنیم.
it's important to paigle your priorities effectively.
اولویت های خود را به طور موثر تنظیم کنید، این مهم است.
she learned to paigle her emotions during stressful times.
او یاد گرفت تا در زمان های استرس زا احساسات خود را کنترل کند.
he managed to paigle his studies and hobbies successfully.
او توانست به طور موفقیت آمیز تحصیل و سرگرمی های خود را متعادل کند.
they need to paigle their resources for the upcoming event.
آنها باید منابع خود را برای رویداد آینده تنظیم کنند.
to achieve success, you must paigle your time wisely.
برای رسیدن به موفقیت، باید زمان خود را به درستی تنظیم کنید.
he struggles to paigle his commitments at work and home.
او در تنظیم تعهدات خود در محل کار و خانه مشکل دارد.
she found it hard to paigle her health and career.
او متوجه شد که تنظیم سلامتی و حرفه خود دشوار است.
paigle art
هنر پایگل
paigle design
طراحی پایگل
paigle style
سبک پایگل
paigle project
پروژه پایگل
paigle concept
مفهوم پایگل
paigle theme
تم پایگل
paigle workshop
کارگاه پایگل
paigle exhibition
نمایشگاه پایگل
paigle collection
مجموعه پایگل
paigle innovation
نوآوری پایگل
she decided to paigle her schedule for the week.
او تصمیم گرفت برنامه هفتگی خود را تنظیم کند.
he always tries to paigle his work and personal life.
او همیشه سعی می کند زندگی کاری و شخصی خود را متعادل کند.
we need to paigle the project deadlines with the team members.
ما باید مهلت های پروژه را با اعضای تیم هماهنگ کنیم.
it's important to paigle your priorities effectively.
اولویت های خود را به طور موثر تنظیم کنید، این مهم است.
she learned to paigle her emotions during stressful times.
او یاد گرفت تا در زمان های استرس زا احساسات خود را کنترل کند.
he managed to paigle his studies and hobbies successfully.
او توانست به طور موفقیت آمیز تحصیل و سرگرمی های خود را متعادل کند.
they need to paigle their resources for the upcoming event.
آنها باید منابع خود را برای رویداد آینده تنظیم کنند.
to achieve success, you must paigle your time wisely.
برای رسیدن به موفقیت، باید زمان خود را به درستی تنظیم کنید.
he struggles to paigle his commitments at work and home.
او در تنظیم تعهدات خود در محل کار و خانه مشکل دارد.
she found it hard to paigle her health and career.
او متوجه شد که تنظیم سلامتی و حرفه خود دشوار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید