paillasse

[ایالات متحده]/ˈpaɪləs/
[بریتانیا]/ˈpaɪləs/

ترجمه

n. تشک یا تخت کاه؛ تشکی ساخته شده از کاه یا تراشه‌های چوب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

paillasse surface

سطح تخته آزمایشگاهی

clean paillasse

تخته آزمایشگاهی تمیز

paillasse area

مساحت تخته آزمایشگاهی

laboratory paillasse

تخته آزمایشگاهی آزمایشگاه

paillasse cleaning

تمیز کردن تخته آزمایشگاهی

paillasse design

طراحی تخته آزمایشگاهی

paillasse installation

نصب تخته آزمایشگاهی

paillasse material

جنس تخته آزمایشگاهی

paillasse usage

نحوه استفاده از تخته آزمایشگاهی

paillasse height

ارتفاع تخته آزمایشگاهی

جملات نمونه

the chef placed the ingredients on the paillasse before starting to cook.

سرآشپز مواد لازم را قبل از شروع آشپزی روی سطح کار قرار داد.

make sure the paillasse is clean before preparing the meal.

قبل از تهیه غذا، مطمئن شوید که سطح کار تمیز باشد.

she rolled out the dough on the paillasse for the pastry.

او خمیر را برای شیرینی پزی روی سطح کار پهن کرد.

the bakery uses a large paillasse for bread making.

نانسرا از یک سطح کار بزرگ برای پخت نان استفاده می‌کند.

he wiped the paillasse with a cloth after finishing his work.

او پس از اتمام کار، سطح کار را با یک پارچه تمیز کرد.

the paillasse is essential for any professional kitchen.

سطح کار برای هر آشپزخانه حرفه‌ای ضروری است.

she organized her tools neatly on the paillasse.

او ابزار خود را به طور مرتب روی سطح کار مرتب کرد.

the paillasse should be sturdy enough to handle heavy tasks.

سطح کار باید به اندازه کافی محکم باشد تا بتواند وظایف سنگین را تحمل کند.

after preparing the ingredients, he cleared the paillasse for cooking.

پس از آماده کردن مواد لازم، او سطح کار را برای آشپزی پاک کرد.

they installed a new paillasse in the restaurant's kitchen.

آنها یک سطح کار جدید در آشپزخانه رستوران نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید