pain-relieving cream
کрем تهدید کننده درد
pain-relieving medication
داروی تهدید کننده درد
taking pain-relieving
مصرف کردن تهدید کننده درد
pain-relieving effect
اثر تهدید کننده درد
highly pain-relieving
بسیار تهدید کننده درد
pain-relieving balm
الکل تهدید کننده درد
fast pain-relieving
تهدید کننده درد سریع
pain-relieving dose
دوز تهدید کننده درد
new pain-relieving
تهدید کننده درد جدید
pain-relieving spray
پاشش تهدید کننده درد
the pain-relieving cream provided instant relief from my aching back.
کрем تیمار کننده درد فوراً به درد پشت من کمک کرد.
i took a pain-relieving tablet before my workout to prevent soreness.
من یک قرص تیمار کننده درد قبل از تمرین خود مصرف کردم تا از درد عضلانی جلوگیری کنم.
the doctor recommended a pain-relieving patch for my chronic knee pain.
پزشک یک پچ تیمار کننده درد را برای درد مزمن ران من توصیه کرد.
this pain-relieving ointment is a great option for muscle strains.
این گچ تیمار کننده درد یک گزینه عالی برای کشیدگی عضلانی است.
the massage therapist used pain-relieving oils during my session.
تکیه گر درمانی در جلسه من از روغنهای تیمار کننده درد استفاده کرد.
acupuncture can offer pain-relieving benefits for some individuals.
آکوپunktur میتواند برای برخی افراد مزایای تیمار کننده درد ارائه دهد.
i found a new pain-relieving spray for my stiff neck.
من یک اسپری تیمار کننده درد جدید برای گردن سخت من پیدا کردم.
the physical therapist suggested a pain-relieving gel for my shoulder.
تکیه گر فیزیکی یک ژل تیمار کننده درد برای شانه من پیشنهاد داد.
many people find pain-relieving balms helpful for headaches.
بسیاری از افراد چنگالهای تیمار کننده درد را برای دردسر مفید مییابند.
the study investigated the effectiveness of a new pain-relieving medication.
این مطالعه اثربخشی داروی جدید تیمار کننده درد را بررسی کرد.
i prefer natural, pain-relieving remedies over synthetic drugs.
من بهتر از داروهای مصنوعی، راهکارهای طبیعی تیمار کننده درد را ترجیح میدهم.
pain-relieving cream
کрем تهدید کننده درد
pain-relieving medication
داروی تهدید کننده درد
taking pain-relieving
مصرف کردن تهدید کننده درد
pain-relieving effect
اثر تهدید کننده درد
highly pain-relieving
بسیار تهدید کننده درد
pain-relieving balm
الکل تهدید کننده درد
fast pain-relieving
تهدید کننده درد سریع
pain-relieving dose
دوز تهدید کننده درد
new pain-relieving
تهدید کننده درد جدید
pain-relieving spray
پاشش تهدید کننده درد
the pain-relieving cream provided instant relief from my aching back.
کрем تیمار کننده درد فوراً به درد پشت من کمک کرد.
i took a pain-relieving tablet before my workout to prevent soreness.
من یک قرص تیمار کننده درد قبل از تمرین خود مصرف کردم تا از درد عضلانی جلوگیری کنم.
the doctor recommended a pain-relieving patch for my chronic knee pain.
پزشک یک پچ تیمار کننده درد را برای درد مزمن ران من توصیه کرد.
this pain-relieving ointment is a great option for muscle strains.
این گچ تیمار کننده درد یک گزینه عالی برای کشیدگی عضلانی است.
the massage therapist used pain-relieving oils during my session.
تکیه گر درمانی در جلسه من از روغنهای تیمار کننده درد استفاده کرد.
acupuncture can offer pain-relieving benefits for some individuals.
آکوپunktur میتواند برای برخی افراد مزایای تیمار کننده درد ارائه دهد.
i found a new pain-relieving spray for my stiff neck.
من یک اسپری تیمار کننده درد جدید برای گردن سخت من پیدا کردم.
the physical therapist suggested a pain-relieving gel for my shoulder.
تکیه گر فیزیکی یک ژل تیمار کننده درد برای شانه من پیشنهاد داد.
many people find pain-relieving balms helpful for headaches.
بسیاری از افراد چنگالهای تیمار کننده درد را برای دردسر مفید مییابند.
the study investigated the effectiveness of a new pain-relieving medication.
این مطالعه اثربخشی داروی جدید تیمار کننده درد را بررسی کرد.
i prefer natural, pain-relieving remedies over synthetic drugs.
من بهتر از داروهای مصنوعی، راهکارهای طبیعی تیمار کننده درد را ترجیح میدهم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید