paionios

[ایالات متحده]/peɪˈɒniəs/
[بریتانیا]/peɪˈoʊniəs/

ترجمه

n. مجسمه‌ساز پائونیوس ( مجسمه‌ساز یونانی باستان)

جملات نمونه

the sculptor paionios created the magnificent statue of zeus at olympia.

سکالپتور پائونیوس آثار بزرگ زئوس در اولمپیا را ایجاد کرد.

paionios won the prestigious commission to work on the temple of zeus.

پائونیوس دستور کار معتبری برای کار روی معبد زئوس را به دست آورد.

the works of paionios demonstrate exceptional skill in chryselephantine sculpture.

آثار پائونیوس مهارت بسیار خاصی در اسکلت‌سازی چرخه‌ای را نشان می‌دهد.

paionios is renowned for his realistic anatomical details.

پائونیوس به دلیل جزئیات آناتومیک واقعی‌اش معروف است.

the nike statue by paionios stands as a testament to his artistic genius.

پوسته نیکه توسط پائونیوس به عنوان گواهی بر نبوغ هنری او قرار دارد.

paionios worked during the mid-fifth century bce in ancient greece.

پائونیوس در قرن پنجم قبل از میلاد در یونان باستان کار می‌کرد.

critics praised paionios for his innovative sculptural techniques.

انتقادات به دلیل فنون نوآورانه اسکلت‌سازی پائونیوس تحسین کردند.

the temple designed by paionios remains an architectural marvel.

معبدی که توسط پائونیوس طراحی شد، هنوز یک عجیب معماری است.

paionios blended technical precision with graceful beauty.

پائونیوس دقت فنی را با زیبایی گذاره‌ای ترکیب کرد.

art historians study the legacy of paionios extensively.

تاریخ‌نویسان هنر به وفور ارث پائونیوس را مطالعه می‌کنند.

paionios influenced subsequent generations of greek sculptors.

پائونیوس نسل‌های بعدی اسکلت‌سازان یونانی را تحت تأثیر قرار داد.

the mastery of paionios is evident in every detailed carving.

مهارت پائونیوس در هر چیدمان جزئی آشکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید