pairing

[ایالات متحده]/'peərɪŋ/
[بریتانیا]/'pɛrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جفت‌سازی؛ لایه دوگانه غلتکی.

عبارات و ترکیب‌ها

perfect pairing

جفت‌گیری کامل

food pairing

هماهنگی غذا

wine pairing

همراهی شراب

color pairing

ترکیب رنگ

chromosome pairing

جفت شدن کروموزوم‌ها

جملات نمونه

the pairing of food and wine.

جفت کردن غذا و شراب

These translocation lines were generated from homeologous chromosome pairing, or mis-division and reconstruction of univalent chromosomes.

این خطوط جهش‌نما از جفت‌شدن کروموزوم‌های همولوگ یا تقسیم‌شدگی نادرست و بازسازی کروموزوم‌های تک‌مقیاسی به دست آمدند.

wine and cheese pairing

جفت کردن شراب و پنیر

perfect pairing of flavors

جفت کردن بی‌نقص طعم‌ها

pairing wine with food

جفت کردن شراب با غذا

pairing up students for a project

جفت کردن دانش‌آموزان برای یک پروژه

pairing shoes with outfits

جفت کردن کفش‌ها با لباس‌ها

pairing a tie with a suit

جفت کردن یک کراوات با یک کت و شلوار

pairing fruits with yogurt

جفت کردن میوه‌ها با ماست

pairing a dress with accessories

جفت کردن یک لباس با لوازم جانبی

pairing music with exercise

جفت کردن موسیقی با ورزش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید