palas

[ایالات متحده]/ˈpeɪləs/
[بریتانیا]/ˈpeɪləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درخت یا گیاه
Word Forms
جمعpalass

عبارات و ترکیب‌ها

palas of justice

کاخ عدالت

palas of wisdom

کاخ خرد

palas of peace

کاخ صلح

palas of dreams

کاخ رویاها

palas of light

کاخ نور

palas of love

کاخ عشق

palas of art

کاخ هنر

palas of nature

کاخ طبیعت

palas of hope

کاخ امید

palas of strength

کاخ قدرت

جملات نمونه

she wore a beautiful palas dress to the party.

او یک لباس پالاس زیبا به مهمانی پوشید.

the palas tree provides excellent shade in the summer.

درخت پالاس سایه عالی در تابستان فراهم می کند.

he is known for his palas artwork in the gallery.

او به خاطر آثار هنری پالاس خود در گالری شناخته شده است.

they decided to plant a palas in their backyard.

آنها تصمیم گرفتند یک پالاس در حیاط پشتی خود بکارند.

the palas flower blooms in vibrant colors.

گل پالاس با رنگ های زنده شکوفا می شود.

her palas-inspired design won the competition.

طرح الهام گرفته از پالاس او برنده مسابقه شد.

we visited the palas garden during our trip.

ما باغ پالاس را در طول سفر خود بازدید کردیم.

the palas fruit is known for its sweetness.

میوه پالاس به دلیل شیرینی آن شناخته شده است.

he crafted a stunning palas sculpture for the exhibit.

او یک مجسمه پالاس خیره کننده برای نمایش خلق کرد.

they enjoyed a picnic under the palas trees.

آنها از پیک نیک زیر درختان پالاس لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید