palavering

[ایالات متحده]/pəˈlævərɪŋ/
[بریتانیا]/pəˈlævərɪŋ/

ترجمه

v. به طور غیرضروری به طولانی صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

palavering away

حديث کردن بي دليل

stop palavering

حديث کردن را متوقف کن

end palavering

پایان دادن به حديث کردن

palavering endlessly

حديث کردن بي انتها

just palavering

فقط حديث کردن

palavering about

حديث کردن درباره

palavering together

حديث کردن با هم

palavering too much

خيلي زياد حديث کردن

palavering for hours

حديث کردن برای ساعت ها

palavering in circles

حديث کردن در چرخه‌ها

جملات نمونه

they spent hours palavering about the latest trends in technology.

آنها ساعت‌ها در مورد آخرین روندها در فناوری صحبت کردند.

palavering over coffee is one of her favorite pastimes.

بحث کردن در مورد قهوه یکی از سرگرمی های مورد علاقه اوست.

he enjoys palavering with friends about their travel experiences.

او از صحبت کردن با دوستانش در مورد تجربیات سفرشان لذت می برد.

the politicians were palavering instead of addressing the real issues.

سیاستمدان به جای پرداختن به مسائل واقعی در حال صحبت کردن بودند.

after palavering for a while, they finally reached a consensus.

پس از مدتی صحبت کردن، آنها سرانجام به توافق رسیدند.

she found herself palavering with strangers at the bus stop.

او متوجه شد که با غریبه ها در ایستگاه اتوبوس صحبت می کند.

the team spent the meeting palavering instead of focusing on goals.

تیم وقت جلسه را صرف صحبت کردن به جای تمرکز بر اهداف کرد.

palavering about old times can bring back fond memories.

صحبت کردن در مورد دوران های گذشته می تواند خاطرات خوشی را زنده کند.

they were just palavering, not making any real decisions.

آنها فقط در حال صحبت کردن بودند و تصمیمی نمی گرفتند.

palavering with colleagues can lighten the mood at work.

صحبت کردن با همکاران می تواند فضای کاری را دلپذیرتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید