palfreys

[ایالات متحده]/ˈpɔːlfrɪ/
[بریتانیا]/ˈpɔlfrɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (اسب زین زنانه); اسب اهلی

عبارات و ترکیب‌ها

gentle palfrey

اسب پالفی ملایم

palfrey riding

سوارکاری پالفی

palfrey saddle

زین پالفی

palfrey horse

اسب پالفی

palfrey breed

نژاد پالفی

palfrey stable

اسطبل پالفی

palfrey show

نمایش پالفی

palfrey owner

صاحب پالفی

palfrey care

مراقبت از پالفی

palfrey journey

سفر پالفی

جملات نمونه

she rode her palfrey through the lush green fields.

او با اسب پالاس خود از میان مزارع سبز و سرسبز عبور کرد.

the nobleman chose a palfrey for its gentle temperament.

اشراف‌زاده اسب پالاس را به دلیل خلق‌وخوی ملایم انتخاب کرد.

during the festival, they showcased their beautiful palfreys.

در طول جشنواره، آنها اسب‌های پالاس زیبا خود را به نمایش گذاشتند.

her palfrey was known for its speed and agility.

اسب پالاس او به سرعت و چابکی‌اش معروف بود.

the palfrey trotted gracefully along the path.

اسب پالاس به طور ظریف در مسیر حرکت کرد.

he took great care of his palfrey, ensuring it was well-fed.

او از اسب پالاس خود مراقبت کرد و اطمینان حاصل کرد که خوب تغذیه می‌شود.

the palfrey was a symbol of her noble heritage.

اسب پالاس نمادی از میراث اشرافی او بود.

they often went on adventures together, riding their palfreys.

آنها اغلب با هم به ماجراجویی می‌رفتند و سوار اسب‌های پالاس خود می‌شدند.

a palfrey is often preferred for leisurely rides.

اسب پالاس اغلب برای سواری‌های تفریحی ترجیح داده می‌شود.

she trained her palfrey for the upcoming equestrian competition.

او برای مسابقه سوارکاری آینده، اسب پالاس خود را آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید