pallidnesses

[ایالات متحده]/ˈpælɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈpælɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت رنگ‌پریدگی

عبارات و ترکیب‌ها

pallidnesses of skin

شکارهای رنگ‌پریده پوست

pallidnesses in art

شکارهای رنگ‌پریده در هنر

pallidnesses of light

شکارهای رنگ‌پریده نور

pallidnesses of emotion

شکارهای رنگ‌پریده احساسات

pallidnesses of winter

شکارهای رنگ‌پریده زمستان

pallidnesses of health

شکارهای رنگ‌پریده سلامتی

pallidnesses in literature

شکارهای رنگ‌پریده در ادبیات

pallidnesses of hope

شکارهای رنگ‌پریده امید

pallidnesses of memory

شکارهای رنگ‌پریده خاطره

pallidnesses of dreams

شکارهای رنگ‌پریده رویاها

جملات نمونه

her pallidnesses reflected her lack of sunlight exposure.

پژمرده گی‌های او نشان‌دهنده عدم قرار گرفتن در معرض نور خورشید بود.

the artist captured the pallidnesses of winter in his painting.

هنرمند توانست پژمرده گی‌های زمستان را در نقاشی خود به تصویر بکشد.

his pallidnesses made him look unwell.

پژمرده گی‌های او باعث می‌شد که حالش خوب به نظر نرسد.

she was worried about her friend's pallidnesses after the illness.

او نگران پژمرده گی‌های دوستش پس از بیماری بود.

the pallidnesses of the landscape were striking during the fog.

پژمرده گی‌های منظره در مه بسیار چشمگیر بود.

his pallidnesses were a sign of his poor diet.

پژمرده گی‌های او نشانه‌ای از رژیم غذایی نامناسب او بود.

she noticed the pallidnesses of the flowers in the winter garden.

او متوجه پژمرده گی‌های گل‌ها در باغ زمستانی شد.

the doctor examined the patient's pallidnesses closely.

پزشک به دقت پژمرده گی‌های بیمار را معاینه کرد.

pallidnesses can indicate various health issues.

پژمرده گی‌ها می‌توانند نشان‌دهنده مشکلات بهداشتی مختلف باشند.

he tried to hide his pallidnesses with makeup.

او سعی کرد پژمرده گی‌های خود را با آرایش پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید