pallium

[ایالات متحده]/ˈpælɪəm/
[بریتانیا]/ˈpælɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شال یا شنل بزرگ؛ قشر مغز؛ ابرهای بارانی لایه‌ای
Word Forms
جمعpalliums

عبارات و ترکیب‌ها

pallium structure

ساختار پالیم

pallium function

عملکرد پالیم

pallium region

منطقه پالیم

pallium layer

لایه پالیم

pallium development

توسعه پالیم

pallium anatomy

آناتومی پالیم

pallium pathways

مسیرهای پالیم

pallium neurons

نورون‌های پالیم

pallium signals

سیگنال‌های پالیم

pallium studies

مطالعات پالیم

جملات نمونه

the pallium is a symbol of authority in the church.

پالیم نمادی از قدرت در کلیسا است.

she wore a beautiful pallium during the ceremony.

او یک پالیم زیبا در طول مراسم پوشید.

the pallium is often associated with bishops.

پالیم اغلب با اسقف‌ها مرتبط است.

he was honored with the pallium for his service.

او به پاس خدماتش با پالیم مورد تقدیر قرار گرفت.

the pallium signifies the unity of the church.

پالیم نشان دهنده وحدت کلیسا است.

during the mass, the priest wore a pallium.

در طول مراسم مذهبی، کشیش پالیم پوشید.

the design of the pallium varies by region.

طراحی پالیم بسته به منطقه متفاوت است.

traditionally, the pallium is made of wool.

به طور سنتی، پالیم از پشم ساخته می شود.

receiving the pallium is a significant event for a bishop.

دریافت پالیم یک رویداد مهم برای یک اسقف است.

the pallium is worn over the chasuble during mass.

پالیم در طول مراسم مذهبی روی لباس زیر پوشیده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید