pancks

[ایالات متحده]/pæŋks/
[بریتانیا]/pæŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع panck؛ (سیتوکراتین گسترده طیف)

جملات نمونه

i made delicious pancakes for breakfast this morning.

امروز صبح غذای خوراکی لایش پانکیک‌های خوشمزه درست کردم.

she flipped the pancakes perfectly in the hot pan.

او در گریل گرم پانکیک‌ها را به طور کامل تکان داد.

my grandmother's pancake recipe is the best in the family.

تاریخ پانکیک‌های نانی من بهترین تاریخ خانواده است.

we ordered a stack of pancakes with maple syrup at the diner.

ما در رستوران یک دسته پانکیک با شیره گردو سفارش دادیم.

the pancake batter needs to rest for ten minutes before cooking.

مخلوط پانکیک قبل از پختن باید ده دقیقه استراحت کند.

these fluffy pancakes are light and absolutely delicious.

این پانکیک‌های نرم و خفیف واقعاً خوشمزه هستند.

he poured fresh maple syrup over his pancakes.

او شیره گردو تازه روی پانکیک‌هایش ریخت.

can you pass me the butter for my pancakes?

می‌توانی چربی را برای پانکیک‌های من به من بدهی؟

making pancakes from scratch is easier than you think.

پختن پانکیک‌ها از اول تا آخر ساده‌تر از آن است که فکر می‌کنی.

the children loved eating pancakes with strawberries and cream.

کودکان دوست داشتند پانکیک‌ها را با میوه‌های گوجه فرنگی و کره بخورند.

i prefer blueberry pancakes to plain ones any day.

من هر روز پانکیک‌های گوجه فرنگی را به جای پانکیک‌های ساده ترجیح می‌دهم.

they opened a new pancake house downtown last month.

ماه گذشته آن‌ها یک خانه جدید پانکیک در مرکز شهر باز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید