panfuls

[ایالات متحده]/ˈpænfʊlz/
[بریتانیا]/ˈpænfəlz/

ترجمه

n. مقدارى که یک تابه را پر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

panfuls of flour

ظرف‌های آرد

panfuls of oil

ظرف‌های روغن

panfuls of water

ظرف‌های آب

panfuls of rice

ظرف‌های برنج

panfuls of vegetables

ظرف‌های سبزیجات

panfuls of soup

ظرف‌های سوپ

panfuls of batter

ظرف‌های خمیر

panfuls of sauce

ظرف‌های سس

panfuls of grains

ظرف‌های غلات

panfuls of stew

ظرف‌های خورش

جملات نمونه

she served panfuls of delicious stew at the family gathering.

او سینی‌هایی از خوراک خوشمزه را در گردهمایی خانوادگی سرو کرد.

we collected panfuls of berries during our hike in the forest.

ما در حین پیاده‌روی در جنگل، سینی‌هایی از توت‌ها جمع کردیم.

he cooked panfuls of fried rice for the party.

او سینی‌هایی از برنج سرخ شده را برای مهمانی پخت.

panfuls of popcorn were ready for the movie night.

سینی‌هایی از پاپ‌کورن برای شب تماشای فیلم آماده بودند.

they filled panfuls of fresh vegetables from the garden.

آنها سینی‌هایی از سبزیجات تازه را از باغ پر کردند.

she baked panfuls of cookies for her friends.

او سینی‌هایی از کوکی را برای دوستانش پخت.

he brought panfuls of chili to the potluck dinner.

او سینی‌هایی از چیلی را به شام دورهمی آورد.

after the harvest, they had panfuls of apples to share.

بعد از برداشت محصول، آنها سینی‌هایی از سیب برای به اشتراک گذاشتن داشتند.

we enjoyed panfuls of salad at the picnic.

ما از سینی‌هایی از سالاد در پیک‌نیک لذت بردیم.

she prepared panfuls of pasta for the family reunion.

او سینی‌هایی از پاستا را برای دیدار مجدد خانوادگی آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید