pant

[ایالات متحده]/pænt/
[بریتانیا]/pænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. داشتن یک تمایل قوی؛ نفس نفس زدن
vt. نفس نفس زدن
n. عمل نفس نفس زدن؛ صدای نفس نفس زدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpanting
زمان گذشتهpanted
شکل سوم شخص مفردpants
قسمت سوم فعلpanted
جمعpants

عبارات و ترکیب‌ها

hike up pants

کشیدن شلوار به بالا

sweat pants

شلوار ورزشی

جملات نمونه

she was panting with the exertion.

او با تلاش نفس نفس می‌زد.

was panting for a chance to play.

منتظر فرصتی برای بازی کردن بود.

pants that ride up.

شلواری که به سمت بالا می‌رود.

Your pants are dirty.

شلوارت کثیف است.

they panted up the stairs.

آنها در حال نفس نفس زدن از پله‌ها بالا رفتند.

it makes you pant for more.

آن باعث می‌شود شما برای بیشتر نفس نفس بزنید.

he was panting and had a stitch.

او در حال نفس نفس زدن بود و دچار گرفتگی عضلانی شده بود.

pant out one's last words

آخرین کلمات خود را با سختی بیان کردن.

a seat-of-the-pants landing of the aircraft.

فرود هواپیما به صورت غریزی.

The dog panted in the heat.

سگ در گرما نفس نفس می‌زد.

Mr.Jay wears the pants in that family.

آقای جی در آن خانواده تصمیم‌گیرنده است.

The little boy was panting after the others.

پسر کوچولو بعد از بقیه نفس نفس می‌زد.

he hitched his pants up.

او شلوارهای خود را بالا کشید.

he was panting when he reached the top.

وقتی به بالا رسید، او در حال نفس نفس زدن بود.

She panted out the urgent message.

او با عجله پیام فوری را بیان کرد.

Anyone can tell that she wears the pants in that family.

هر کسی می‌تواند بگوید که او در آن خانواده تصمیم‌گیرنده است.

He forged ahead, panting and breathless.

او با نفس نفس زدن و خسته، پیش رفت.

He wore an outlandish outfit of pink pants and green sneakers.

او لباس عجیب و غریب با شلوار صورتی و کفش ورزشی سبز پوشید.

it has a smarty-pants tone which I found grating.

لحنی مغرورانه دارد که من آن را آزاردهنده می‌دانستم.

نمونه‌های واقعی

And when they need to cool down, like all dogs, they pant.

وقتی که نیاز به خنک شدن دارند، مثل همه سگ‌ها، آن‌ها با دهان باز نفس می‌کشند.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

" Sher-sherbet lemon! " he panted at it.

" شربت لیمو! " او با دهان باز به آن گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

" Nearly there! " Harry panted as they reached the corridor beneath the tallest tower.

" تقریبا رسیدیم! " هری با دهان باز گفت، در حالی که به راهروی زیر بلندترین برج رسیده بودند.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

" He is not at home then, is he? " I panted, quite breathless with quick walking and alarm.

" او آنجا نیست، نه؟ " من با دهان باز گفتم، کاملاً از دویدن سریع و ترس بی‌نفس شده بودم.

منبع: Wuthering Heights (Selected)

" Quick! Quick! Get back! Crawl! " panted Trumpkin.

" سریع! سریع! عقب برگرد! خزیدن! " ترامپکین با دهان باز گفت.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

By the time she caught sight of the Leyden house, she was beginning to pant, for her stays were tightly laced, but she did not slow her gait.

تا زمانی که او خانه لییدن را دید، شروع به نفس نفس زدن کرد، زیرا لباس‌هایش به شدت بسته شده بودند، اما سرعتش را کم نکرد.

منبع: Drift

" Fleur didn't turn up, I couldn't leave her, " Harry panted.

" فلور نیامد، من نمی‌توانستم او را ترک کنم، " هری با دهان باز گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

" Sorry, Professor, " he panted, as he closed the door. " I forgot."

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" The Dark Lord is...I believe...mistaken, " Bella panted, and her eyes gleamed momentarily under her hood as she looked around to check that they were indeed alone.

" لرد تاریکی...فکر می‌کنم...آشتباه می‌کند، " بلا با دهان باز گفت و چشمانش برای لحظه‌ای زیر کلاهش درخشید، در حالی که به اطراف نگاه می‌کرد تا مطمئن شود که آن‌ها واقعاً تنها هستند.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید