panted

[ایالات متحده]/pæntɪd/
[بریتانیا]/pæntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و با صدای بلند از طریق دهان نفس کشیدن، معمولاً پس از تلاش؛ در حین نفس کشیدن سریع صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

panted heavily

به شدت نفس کشید

panted loudly

بلندآوازه نفس کشید

panted softly

به آرامی نفس کشید

panted for breath

برای نفس نفس کشید

panted in exhaustion

در حالت خستگی نفس کشید

panted with fear

با ترس نفس کشید

panted after running

بعد از دویدن نفس کشید

panted in panic

در حالت وحشت نفس کشید

panted with effort

با تلاش نفس کشید

panted from excitement

از هیجان نفس کشید

جملات نمونه

she panted heavily after running up the stairs.

او پس از بالا رفتن از پله‌ها به شدت نفس نفس می‌زد.

the dog panted excitedly when it saw its owner.

وقتی صاحبش را دید سگ با هیجان نفس نفس می‌زد.

he panted for breath after finishing the race.

او پس از اتمام مسابقه برای نفس زدن به سختی نفس نفس می‌زد.

the child panted as he chased the ball.

در حالی که کودک دنبال توپ می‌دوید، نفس نفس می‌زد.

she panted in the heat of the summer sun.

او در گرمای شدید آفتاب تابستان نفس نفس می‌زد.

after the intense workout, he panted on the floor.

پس از تمرین شدید، او روی زمین نفس نفس می‌زد.

the runner panted as he crossed the finish line.

دوچرخه‌سوار در حالی که خط پایان را عبور می‌کرد، نفس نفس می‌زد.

she panted, trying to catch her breath.

او نفس نفس می‌زد و سعی می‌کرد نفسش را تنظیم کند.

the hikers panted while climbing the steep hill.

در حالی که کوهنوردان در حال بالا رفتن از تپه شیب‌دار بودند، نفس نفس می‌زدند.

he panted, feeling the adrenaline rush.

او نفس نفس می‌زد و احساس هجوم آدرنالین می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید