pappa

[ایالات متحده]/ˈpæpə/
[بریتانیا]/ˈpæpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروتئین پلاسمایی A مرتبط با بارداری؛ یک نام خانوادگی در فرانسوی، ایتالیایی و رومانیایی
Word Forms
جمعpappas

جملات نمونه

my pappa always made the best pancakes on sunday mornings.

پاپا هر صبح یکشنبه بهترین پانکیک‌ها را می‌پخت.

we used to call our pappa "old reliable" for his handyman skills.

ما گاهی پاپا را «قدیمی و قابل اعتماد» می‌نامیدیم به خاطر مهارت‌های فنی او.

pappa taught me how to ride a bike without any training wheels.

پاپا به من آموزش داد که چگونه بدون چرخ‌های آموزشی دوچرخه بزنم.

remember when pappa built us a treehouse in the backyard?

آیا به یاد داری که پاپا برای ما یک خانه درختی در پشت خانه ساخت؟

my pappa's advice was always sound and helpful.

نصیحت‌های پاپا همیشه منطقی و مفید بود.

we miss pappa's hearty laugh and warm hugs.

ما از خنده گرم و آغوش‌های گرم پاپا یاد می‌گیریم.

pappa loved to tell stories about his childhood adventures.

پاپا دوست داشت داستان‌هایی از سفرهای کودکی‌اش را بگوید.

my pappa was a skilled carpenter and built beautiful furniture.

پاپا یک تولیدکننده ماهر چوب بود و مبلمان زیبایی ساخت.

we'll always cherish the memories of our wonderful pappa.

ما همیشه یادگارهای زیبای پاپا را دوست داریم.

pappa's cooking was legendary within our family.

آشپزی پاپا در خانواده ما افسانه‌ای بود.

my pappa encouraged me to pursue my dreams relentlessly.

پاپا من را تشویق می‌کرد تا به طور کاملاً جدی به رویاهایم بپردازم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید