papulous

[ایالات متحده]/ˈpæp.jə.ləs/
[بریتانیا]/ˈpæp.jə.ləs/

ترجمه

adj. دارای پاپول‌های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

papulous rash

واکنش پوستی دانه دار

papulous lesion

ضایعه دانه دار

papulous growth

رشد دانه دار

papulous condition

وضعیت دانه دار

papulous skin

پوست دانه دار

papulous surface

سطح دانه دار

papulous nodules

گرده های دانه دار

papulous reaction

واکنش دانه دار

papulous inflammation

التهاب دانه دار

papulous symptoms

علائم دانه دار

جملات نمونه

the doctor noted that the rash was papulous in nature.

پزشک خاطرنشان کرد که بثورات پوستی به صورت دانه دار بود.

children often develop papulous lesions during allergic reactions.

کودکان اغلب در اثر واکنش های آلرژیک، ضایعات دانه دار ایجاد می کنند.

the papulous growths on her skin were concerning.

رشد دانه دار روی پوست او نگران کننده بود.

he was diagnosed with a papulous skin condition.

تشخیص داده شد که دچار یک بیماری پوستی دانه دار است.

she experienced papulous eruptions after the insect bite.

پس از گزش حشرات، دچار فوران دانه دار شد.

the papulous texture of the fabric was unusual.

بافت دانه دار پارچه غیرمعمول بود.

doctors often describe papulous formations in medical reports.

پزشکان اغلب ساختارهای دانه دار را در گزارشات پزشکی توصیف می کنند.

she was advised to avoid scratching the papulous areas.

به او توصیه شد از خراشیدن مناطق دانه دار خودداری کند.

he noticed papulous spots appearing on his arms.

او متوجه لکه های دانه دار روی بازوهایش شد.

after the treatment, the papulous symptoms began to fade.

پس از درمان، علائم دانه دار شروع به محو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید