parallelize

[ایالات متحده]/ˈpærəˌlɛɪˌzaɪz/
[بریتانیا]/ˈpærəˌlɛɪˌzaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به صورت موازی تنظیم یا عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

parallelize tasks

واژه‌پردازی وظایف

parallelize processes

واژه‌پردازی فرآیندها

parallelize computation

واژه‌پردازی محاسبات

parallelize execution

واژه‌پردازی اجرا

parallelize workload

واژه‌پردازی بار کاری

parallelize operations

واژه‌پردازی عملیات

parallelize algorithms

واژه‌پردازی الگوریتم‌ها

parallelize tasks efficiently

واژه‌پردازی وظایف به طور کارآمد

parallelize data processing

واژه‌پردازی پردازش داده

parallelize system resources

واژه‌پردازی منابع سیستم

جملات نمونه

we need to parallelize the tasks to improve efficiency.

ما باید وظایف را به صورت موازی انجام دهیم تا کارایی را بهبود بخشیم.

the software can parallelize data processing for faster results.

نرم‌افزار می‌تواند پردازش داده‌ها را به صورت موازی انجام دهد تا نتایج سریع‌تری به دست آید.

it's important to parallelize the computations in large simulations.

انجام محاسبات را در شبیه‌سازی‌های بزرگ به صورت موازی بسیار مهم است.

we should parallelize our efforts to meet the project deadline.

ما باید تلاش‌های خود را به صورت موازی انجام دهیم تا مهلت پروژه را رعایت کنیم.

to optimize performance, developers often parallelize their algorithms.

برای بهینه‌سازی عملکرد، توسعه‌دهندگان اغلب الگوریتم‌های خود را به صورت موازی انجام می‌دهند.

we can parallelize our research efforts to cover more ground.

ما می‌توانیم تلاش‌های تحقیقاتی خود را به صورت موازی انجام دهیم تا زمینه‌های بیشتری را پوشش دهیم.

to handle large datasets, we must parallelize our analysis methods.

برای رسیدگی به مجموعه‌های داده‌های بزرگ، ما باید روش‌های تجزیه و تحلیل خود را به صورت موازی انجام دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید