paranoids

[ایالات متحده]/ˈpærəˌnɔɪdz/
[بریتانیا]/ˈpærəˌnɔɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که تحت تأثیر پارانویا هستند

عبارات و ترکیب‌ها

paranoids unite

پارانوئیدها متحد شوید

paranoids beware

پارانوئیدها مراقب باشند

paranoids think

پارانوئیدها فکر می کنند

paranoids attack

پارانوئیدها حمله می کنند

paranoids speak

پارانوئیدها صحبت می کنند

paranoids fear

پارانوئیدها می ترسند

paranoids hide

پارانوئیدها پنهان می شوند

paranoids react

پارانوئیدها واکنش نشان می دهند

paranoids laugh

پارانوئیدها می خندند

paranoids doubt

پارانوئیدها شک می کنند

جملات نمونه

some people are paranoid about their privacy online.

برخی از افراد در مورد حریم خصوصی خود در اینترنت پارانوید هستند.

his paranoid thoughts made it hard for him to trust anyone.

افکار وسواسی او باعث شد اعتماد کردن به کسی برایش دشوار باشد.

paranoids often see threats where there are none.

افراد وسواسی اغلب تهدیدها را در جایی که وجود ندارند، می بینند.

she became paranoid after reading too many conspiracy theories.

او پس از خواندن نظریه‌های توطئه زیاد، وسواسی شد.

paranoids may isolate themselves from friends and family.

افراد وسواسی ممکن است خود را از دوستان و خانواده جدا کنند.

he was so paranoid that he checked the locks multiple times.

او آنقدر وسواسی بود که چندین بار قفل ها را بررسی کرد.

paranoids often overanalyze situations.

افراد وسواسی اغلب موقعیت ها را بیش از حد تجزیه و تحلیل می کنند.

her paranoid behavior started affecting her work performance.

رفتار وسواسی او شروع به تحت تأثیر قرار دادن عملکرد او در کار کرد.

many paranoids believe they are being watched.

بسیاری از افراد وسواسی معتقدند که تحت نظر هستند.

paranoids can benefit from therapy to manage their fears.

افراد وسواسی می توانند از درمان برای مدیریت ترس های خود بهره مند شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید