paranoids unite
پارانوئیدها متحد شوید
paranoids beware
پارانوئیدها مراقب باشند
paranoids think
پارانوئیدها فکر می کنند
paranoids attack
پارانوئیدها حمله می کنند
paranoids speak
پارانوئیدها صحبت می کنند
paranoids fear
پارانوئیدها می ترسند
paranoids hide
پارانوئیدها پنهان می شوند
paranoids react
پارانوئیدها واکنش نشان می دهند
paranoids laugh
پارانوئیدها می خندند
paranoids doubt
پارانوئیدها شک می کنند
some people are paranoid about their privacy online.
برخی از افراد در مورد حریم خصوصی خود در اینترنت پارانوید هستند.
his paranoid thoughts made it hard for him to trust anyone.
افکار وسواسی او باعث شد اعتماد کردن به کسی برایش دشوار باشد.
paranoids often see threats where there are none.
افراد وسواسی اغلب تهدیدها را در جایی که وجود ندارند، می بینند.
she became paranoid after reading too many conspiracy theories.
او پس از خواندن نظریههای توطئه زیاد، وسواسی شد.
paranoids may isolate themselves from friends and family.
افراد وسواسی ممکن است خود را از دوستان و خانواده جدا کنند.
he was so paranoid that he checked the locks multiple times.
او آنقدر وسواسی بود که چندین بار قفل ها را بررسی کرد.
paranoids often overanalyze situations.
افراد وسواسی اغلب موقعیت ها را بیش از حد تجزیه و تحلیل می کنند.
her paranoid behavior started affecting her work performance.
رفتار وسواسی او شروع به تحت تأثیر قرار دادن عملکرد او در کار کرد.
many paranoids believe they are being watched.
بسیاری از افراد وسواسی معتقدند که تحت نظر هستند.
paranoids can benefit from therapy to manage their fears.
افراد وسواسی می توانند از درمان برای مدیریت ترس های خود بهره مند شوند.
paranoids unite
پارانوئیدها متحد شوید
paranoids beware
پارانوئیدها مراقب باشند
paranoids think
پارانوئیدها فکر می کنند
paranoids attack
پارانوئیدها حمله می کنند
paranoids speak
پارانوئیدها صحبت می کنند
paranoids fear
پارانوئیدها می ترسند
paranoids hide
پارانوئیدها پنهان می شوند
paranoids react
پارانوئیدها واکنش نشان می دهند
paranoids laugh
پارانوئیدها می خندند
paranoids doubt
پارانوئیدها شک می کنند
some people are paranoid about their privacy online.
برخی از افراد در مورد حریم خصوصی خود در اینترنت پارانوید هستند.
his paranoid thoughts made it hard for him to trust anyone.
افکار وسواسی او باعث شد اعتماد کردن به کسی برایش دشوار باشد.
paranoids often see threats where there are none.
افراد وسواسی اغلب تهدیدها را در جایی که وجود ندارند، می بینند.
she became paranoid after reading too many conspiracy theories.
او پس از خواندن نظریههای توطئه زیاد، وسواسی شد.
paranoids may isolate themselves from friends and family.
افراد وسواسی ممکن است خود را از دوستان و خانواده جدا کنند.
he was so paranoid that he checked the locks multiple times.
او آنقدر وسواسی بود که چندین بار قفل ها را بررسی کرد.
paranoids often overanalyze situations.
افراد وسواسی اغلب موقعیت ها را بیش از حد تجزیه و تحلیل می کنند.
her paranoid behavior started affecting her work performance.
رفتار وسواسی او شروع به تحت تأثیر قرار دادن عملکرد او در کار کرد.
many paranoids believe they are being watched.
بسیاری از افراد وسواسی معتقدند که تحت نظر هستند.
paranoids can benefit from therapy to manage their fears.
افراد وسواسی می توانند از درمان برای مدیریت ترس های خود بهره مند شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید