paraphrast

[ایالات متحده]/ˈpærəfræst/
[بریتانیا]/ˈpærəfræst/

ترجمه

n. کسی که پارافریز می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

skilled paraphrast

متخصص در بازنویسی

professional paraphrast

بازنویس حرفه‌ای

effective paraphrast

بازنویس موثر

experienced paraphrast

دارای تجربه در بازنویسی

creative paraphrast

خلاق در بازنویسی

trained paraphrast

آموزش دیده در بازنویسی

expert paraphrast

بازنویس متخصص

talented paraphrast

دارای استعداد در بازنویسی

quick paraphrast

سریع در بازنویسی

reliable paraphrast

قابل اعتماد در بازنویسی

جملات نمونه

he works as a paraphrast for the publishing company.

او به عنوان یک بازنویس برای شرکت انتشاراتی کار می کند.

as a paraphrast, she rewrites complex texts into simpler language.

به عنوان یک بازنویس، او متون پیچیده را به زبان ساده تر بازنویسی می کند.

the paraphrast needed to maintain the original meaning.

بازنویس باید معنای اصلی را حفظ کند.

he is a skilled paraphrast who can summarize long articles.

او یک بازنویس ماهر است که می تواند مقالات طولانی را خلاصه کند.

many students rely on a paraphrast for their assignments.

بسیاری از دانش آموزان برای انجام تکالیف خود به یک بازنویس متکی هستند.

the role of a paraphrast is crucial in language translation.

نقش یک بازنویس در ترجمه زبان بسیار مهم است.

she hired a paraphrast to help with her thesis.

او برای کمک به پایان نامه اش یک بازنویس استخدام کرد.

a good paraphrast can enhance the clarity of any text.

یک بازنویس خوب می تواند وضوح هر متنی را افزایش دهد.

paraphrasts often work closely with editors and writers.

بازنویسان اغلب به طور نزدیک با ویراستاران و نویسندگان کار می کنند.

the teacher encouraged students to become paraphrasts of their own work.

معلم از دانش آموزان خواست تا بازنویس آثار خود شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید