parasailing

[ایالات متحده]/ˈpærəˌseɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpærəˌseɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزشی که در آن فردی به پشت قایق کشیده می‌شود در حالی که به چتر نجات متصل است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

parasailing adventure

ماجراجویی پاراسیلینگ

parasailing experience

تجربه پاراسیلینگ

parasailing trip

سفر پاراسیلینگ

parasailing tour

تور پاراسیلینگ

parasailing fun

سرگرمی پاراسیلینگ

parasailing safety

ایمنی پاراسیلینگ

parasailing location

محل پاراسیلینگ

parasailing gear

تجهیزات پاراسیلینگ

parasailing guide

راهنمای پاراسیلینگ

parasailing company

شرکت پاراسیلینگ

جملات نمونه

parasailing is a thrilling water sport.

پاراسیلینگ یک ورزش آبی هیجان انگیز است.

we went parasailing during our vacation.

ما در طول تعطیلات خود پاراسیلینگ رفتیم.

she felt exhilarated while parasailing above the ocean.

او در حالی که بالای اقیانوس پاراسیلینگ می کرد، احساس سرخوشی کرد.

parasailing offers breathtaking views of the coastline.

پاراسیلینگ مناظر خیره کننده ای از خط ساحلی ارائه می دهد.

it’s important to follow safety guidelines when parasailing.

رعایت دستورالعمل های ایمنی هنگام پاراسیلینگ مهم است.

he proposed to her while they were parasailing.

او در حالی که آنها پاراسیلینگ می کردند به او پیشنهاد داد.

they offer parasailing trips at the beach.

آنها سفر پاراسیلینگ در ساحل ارائه می دهند.

parasailing can be enjoyed by people of all ages.

پاراسیلینگ می تواند مورد لذت افراد در هر سنی قرار گیرد.

we captured amazing photos while parasailing.

ما عکس های فوق العاده ای در حین پاراسیلینگ گرفتیم.

he was nervous before trying parasailing for the first time.

او قبل از امتحان کردن پاراسیلینگ برای اولین بار عصبی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید