paratones

[ایالات متحده]/ˈpærətəʊnz/
[بریتانیا]/ˈpærətoʊnz/

ترجمه

n. جمع paratone؛ paratones

جملات نمونه

the author uses paratones to frame the narrative.

نویسنده از پاراتون‌ها برای چابک‌سازی داستان استفاده می‌کند.

linguistic paratones appear frequently in this genre.

پاراتون‌های زبانی در این ژانر به طور مکرر ظاهر می‌شوند.

students must identify the paratones in the text.

دانش‌آموزان باید پاراتون‌ها در متن را شناسایی کنند.

she analyzed the paratones within the historical document.

او پاراتون‌های موجود در اسناد تاریخی را تحلیل کرد.

academic paratones provide essential context for research.

پاراتون‌های آکادمیک برای تحقیق زمینه‌های اساسی فراهم می‌کنند.

clear paratones help structure the complex argument.

پاراتون‌های واضح به ساختاردهی به استدلال پیچیده کمک می‌کنند.

the editor removed the paratones for brevity.

ویراستار پاراتون‌ها را برای سادگی حذف کرد.

digital paratones include hyperlinks and navigation aids.

پاراتون‌های دیجیتال شامل لینک‌های فریب‌خور و کمک‌های ناوبری هستند.

paratones influence the reader's interpretation significantly.

پاراتون‌ها به طور قابل توجهی تفسیر خواننده را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

understanding paratones is crucial for discourse analysis.

فهم پاراتون‌ها برای تحلیل گفت‌وگو ضروری است.

the study focused on paratones in spoken language.

این مطالعه روی پاراتون‌های در زبان گفتاری متمرکز بود.

different cultures utilize paratones in unique ways.

فرهنگ‌های مختلف به صورت منحصر به فرد از پاراتون‌ها استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید