pariess

[ایالات متحده]/ˈpærɪəs/
[بریتانیا]/ˈpærɪəs/

ترجمه

n. دیواره بدن (معمولاً در حالت جمع استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

pariess balance

تعادل پاریس

pariess analysis

تجزیه و تحلیل پاریس

pariess model

مدل پاریس

pariess approach

رویکرد پاریس

pariess strategy

استراتژی پاریس

pariess concept

مفهوم پاریس

pariess framework

چارچوب پاریس

pariess theory

نظریه پاریس

pariess solution

راه حل پاریس

pariess system

سیستم پاریس

جملات نمونه

pariess are often used in architectural designs.

پاریس‌ها اغلب در طرح‌های معماری استفاده می‌شوند.

the pariess between the rooms create a sense of privacy.

پاریس‌ها بین اتاق‌ها حسی از حریم خصوصی ایجاد می‌کنند.

he decided to install pariess to improve sound insulation.

او تصمیم گرفت پاریس‌ها را برای بهبود عایق صدا نصب کند.

pariess can greatly affect the flow of a space.

پاریس‌ها می‌توانند جریان فضا را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.

many offices use glass pariess for an open feel.

بسیاری از دفاتر از پاریس‌های شیشه‌ای برای ایجاد حس باز بودن استفاده می‌کنند.

she painted the pariess in bright colors to energize the room.

او پاریس‌ها را با رنگ‌های روشن رنگ کرد تا انرژی اتاق را افزایش دهد.

pariess can be a barrier or a canvas for creativity.

پاریس‌ها می‌توانند یک مانع یا بوم خلاقیت باشند.

he knocked down the pariess to create a larger living area.

او پاریس‌ها را خراب کرد تا فضای نشیمن بزرگتری ایجاد کند.

pariess made of eco-friendly materials are becoming popular.

پاریس‌های ساخته شده از مواد سازگار با محیط زیست در حال محبوب شدن هستند.

she decorated the pariess with artwork to personalize her space.

او پاریس‌ها را با آثار هنری تزئین کرد تا فضای خود را شخصی‌سازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید