parlayed

[ایالات متحده]/ˈpɑːleɪd/
[بریتانیا]/ˈpɑrleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قمار کردن یا سرمایه‌گذاری پول با انتظار افزایش ارزش آن

عبارات و ترکیب‌ها

parlayed into success

تبدیل به موفقیت

parlayed to victory

تبدیل به پیروزی

parlayed for profit

تبدیل به سود

parlayed into opportunity

تبدیل به فرصت

parlayed into action

تبدیل به اقدام

parlayed into growth

تبدیل به رشد

parlayed for change

تبدیل به تغییر

parlayed into influence

تبدیل به نفوذ

parlayed into results

تبدیل به نتایج

parlayed into resources

تبدیل به منابع

جملات نمونه

he parlayed his small investment into a fortune.

او سرمایه اندک خود را به فرصتی برای کسب ثروت تبدیل کرد.

she parlayed her talents into a successful career.

او استعدادهای خود را به یک شغل موفق تبدیل کرد.

the team parlayed their early lead into a championship win.

تیم، پیشرفت اولیه خود را به یک پیروزی قهرمانی تبدیل کرد.

they parlayed their experience into valuable insights.

آنها تجربه خود را به بینش‌های ارزشمند تبدیل کردند.

he parlayed his connections into new business opportunities.

او ارتباطات خود را به فرصت‌های تجاری جدید تبدیل کرد.

she parlayed her passion for cooking into a successful restaurant.

او اشتیاق خود به آشپزی را به یک رستوران موفق تبدیل کرد.

they parlayed their knowledge into a popular blog.

آنها دانش خود را به یک وبلاگ محبوب تبدیل کردند.

the company parlayed its research into innovative products.

شرکت تحقیقات خود را به محصولات نوآورانه تبدیل کرد.

he parlayed his writing skills into a bestselling novel.

او مهارت‌های نویسندگی خود را به یک رمان پرفروش تبدیل کرد.

she parlayed her volunteer work into a full-time job.

او کار داوطلبانه خود را به یک شغل تمام وقت تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید