capitalized

[ایالات متحده]/ˈkæpɪtəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈkæpɪtəlaɪzd/

ترجمه

adj. با حرف بزرگ نوشته شده یا چاپ شده
v. فعل گذشته و فعل گذشته مفعولی از capitalize؛ برای نوشتن یا چاپ کردن با حرف بزرگ ابتدایی یا فراهم کردن سرمایه

عبارات و ترکیب‌ها

capitalized letters

حروف بزرگ‌شده

capitalized on it

آن را با حروف بزرگ نوشت

capitalized words

کلمات بزرگ‌شده

being capitalized

در حال بزرگ شدن

capitalized amount

مبلغ بزرگ‌شده

fully capitalized

کاملاً بزرگ‌شده

capitalized title

عنوان بزرگ‌شده

capitalized name

نام بزرگ‌شده

capitalized quickly

به سرعت بزرگ شد

capitalized properly

به درستی بزرگ شد

جملات نمونه

the company capitalized on the new market trend.

شرکت از روند جدید بازار سود برد.

she capitalized on her experience to get the promotion.

او از تجربه خود برای گرفتن ترفیع استفاده کرد.

we need to capitalize on this opportunity before it disappears.

ما باید از این فرصت قبل از ناپدید شدن آن استفاده کنیم.

the city is capitalized with the letter 'a'.

این شهر با حرف 'a' شروع می‌شود.

the state of california is capitalized in the name.

ایالت کالیفرنیا در نام با حروف بزرگ نوشته شده است.

he capitalized his name at the beginning of the sentence.

او اسم خود را در ابتدای جمله با حروف بزرگ نوشت.

the software capitalized the first letter of each word.

نرم‌افزار حرف اول هر کلمه را با حروف بزرگ کرد.

the document required all proper nouns to be capitalized.

در سند آمده بود که همه اسم‌های خاص باید با حروف بزرگ نوشته شوند.

the team capitalized on their opponent's mistakes.

تیم از اشتباهات حریف خود استفاده کرد.

the investor capitalized the startup with a large sum.

سرمایه‌گذار استارتاپ را با مبلغ زیادی سرمایه‌گذاری کرد.

the project capitalized on existing resources and infrastructure.

این پروژه از منابع و زیرساخت‌های موجود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید