parried

[ایالات متحده]/ˈpærid/
[بریتانیا]/ˈperid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمله یا ضربه را منحرف یا اجتناب کرد

عبارات و ترکیب‌ها

parried the attack

حمله را دفع کرد

parried the blow

ضربه را دفع کرد

parried his advances

پیشرفت‌های او را دفع کرد

parried the question

سوال را دفع کرد

parried the criticism

انتقاد را دفع کرد

parried with ease

با سهولت دفع کرد

parried the challenge

چالش را دفع کرد

parried the remarks

نظرات را دفع کرد

parried the threat

تهدید را دفع کرد

جملات نمونه

he parried the attack with ease.

او ضربه را با سهولت دفع کرد.

she parried his questions skillfully.

او با مهارت سوالات او را دفع کرد.

the boxer parried his opponent's punches.

بوکسور مشت‌های حریفش را دفع کرد.

he parried her advances politely.

او با احترام پیشرفت‌های او را دفع کرد.

they parried the criticism with strong arguments.

آنها انتقاد را با استدلال‌های قوی دفع کردند.

the fencer parried the blade expertly.

شمشیرباز شمشیر را به طور ماهرانه دفع کرد.

she parried his insults with a smile.

او با لبخندی توهین‌های او را دفع کرد.

he parried the question by changing the subject.

او با تغییر موضوع سوال را دفع کرد.

the knight parried the dragon's fiery breath.

شوالیه نفس آتشین اژدها را دفع کرد.

she parried his advances without hesitation.

او بدون تردید پیشرفت‌های او را دفع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید