parroted

[ایالات متحده]/ˈpærətɪd/
[بریتانیا]/ˈpærɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مکانیکی تکرار شده؛ تکرار کردن سخنان شخص دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

parroted remarks

اظهارات تکراری

parroted phrases

عبارات تکراری

parroted ideas

ایده‌های تکراری

parroted opinions

نظرات تکراری

parroted statements

بیانات تکراری

parroted lines

خطوط تکراری

parroted answers

پاسخ‌های تکراری

parroted sentiments

احساسات تکراری

parroted slogans

شعارها تکراری

parroted chants

اشعار تکراری

جملات نمونه

the child parroted everything the teacher said.

کودک همه چیزهایی را که معلم می‌گفت، تکرار می‌کرد.

he parroted the lines from his favorite movie.

او خطوط فیلم مورد علاقه خود را تکرار کرد.

she often parroted her friends' opinions without thinking.

او اغلب بدون فکر کردن، نظرات دوستان خود را تکرار می‌کرد.

the politician parroted the party's talking points.

سیاستمدار نکات کلیدی حزب را تکرار کرد.

many students parroted the textbook information during the exam.

بسیاری از دانش آموزان اطلاعات کتاب درسی را در طول امتحان تکرار کردند.

he just parroted what he heard on the news.

او فقط آنچه را که در اخبار شنیده بود تکرار کرد.

they parroted the slogans of the campaign.

آنها شعارهای کمپین را تکرار کردند.

she tends to parrot phrases she finds online.

او معمولاً عباراتی را که به صورت آنلاین پیدا می‌کند، تکرار می‌کند.

the dog seemed to have parroted its owner's commands.

به نظر می‌رسید سگ دستورات صاحب خود را تکرار کرده است.

he parroted back the instructions without understanding them.

او دستورالعمل‌ها را بدون درک آنها تکرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید