replicated

[ایالات متحده]/ˈrɛplɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛplɪˌkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کپی کردن؛ تکرار یا بازتولید کردن؛ دوباره ایجاد یا احیا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

replicated results

نتایج تکراری

replicated study

مطالعه تکراری

replicated data

داده‌های تکراری

replicated model

مدل تکراری

replicated findings

یافته‌های تکراری

replicated experiment

آزمایش تکراری

replicated process

فرآیند تکراری

replicated behavior

رفتار تکراری

replicated technology

فناوری تکراری

replicated system

سیستم تکراری

جملات نمونه

the experiment was replicated successfully.

آزمایش با موفقیت تکرار شد.

her findings were replicated by other researchers.

یافته‌های او توسط سایر محققان تکرار شد.

the software can be replicated on multiple devices.

نرم افزار را می توان روی چندین دستگاه تکرار کرد.

they replicated the study to confirm the results.

آنها مطالعه را برای تایید نتایج تکرار کردند.

the design was replicated in several different projects.

طرح در چندین پروژه مختلف تکرار شد.

she replicated the recipe perfectly.

او دستور العمل را به طور کامل تکرار کرد.

his success cannot be easily replicated.

نمی توان به راحتی به موفقیت او دست یافت.

the model was replicated to test its accuracy.

مدل برای تست دقت آن تکرار شد.

they replicated the artwork for the exhibition.

آنها اثر هنری را برای نمایشگاه تکرار کردند.

the process can be replicated in different environments.

این فرآیند را می توان در محیط های مختلف تکرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید