political partisans
حزبگرایان سیاسی
partisan divide
شکاف حزبی
partisan loyalty
وفاداری حزبی
partisan politics
سیاست حزبگرایانه
partisan conflict
درگیری حزبگرایانه
partisan bias
تعصب حزبی
partisan support
حمایت حزبگرایانه
partisan groups
گروههای حزبگرا
partisan identity
هویت حزبگرا
partisan rhetoric
بیان حزبگرایانه
the partisans fought bravely against the occupying forces.
گروه های چریکی با شجاعت در برابر نیروهای متجاوز جنگیدند.
partisans often operate in small, mobile groups.
گروه های چریکی اغلب در گروه های کوچک و قابل تحرک فعالیت می کنند.
during the war, the partisans gained significant support from the local population.
در طول جنگ، گروه های چریکی حمایت قابل توجهی از مردم محلی به دست آوردند.
the partisans used guerrilla tactics to disrupt enemy supply lines.
گروه های چریکی از تاکتیک های چریکی برای مختل کردن خطوط تدارکات دشمن استفاده کردند.
many partisans were celebrated as heroes after the conflict ended.
بسیاری از گروه های چریکی پس از پایان درگیری به عنوان قهرمان مورد ستایش قرار گرفتند.
partisans played a crucial role in the resistance movement.
گروه های چریکی نقش مهمی در جنبش مقاومت ایفا کردند.
the partisans had to rely on stealth and surprise.
گروه های چریکی مجبور بودند به پنهان کاری و غافلگیری متکی باشند.
partisans often face harsh reprisals from enemy forces.
گروه های چریکی اغلب با انتقام سخت دشمن مواجه می شوند.
after the war, many partisans were involved in politics.
پس از جنگ، بسیاری از گروه های چریکی در سیاست دخیل بودند.
the partisans' legacy is remembered in many countries.
میراث گروه های چریکی در بسیاری از کشورها به یاد می ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید