partitas

[ایالات متحده]/pɑːˈtiːtə/
[بریتانیا]/pɑrˈtiːtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی از ترکیب موسیقی، اغلب یک سوئیت یا واریاسیون؛ یک سوئیت؛ مجموعه‌ای از واریاسیون‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

final partita

بازی نهایی

partita di calcio

بازی فوتبال

partita importante

بازی مهم

partita amichevole

بازی دوستانه

partita di ritorno

بازی برگشت

partita secca

بازی یک‌بار

partita di campionato

بازی لیگ

partita di playoff

بازی پلی‌آف

partita di qualificazione

بازی انتخابی

partita di apertura

بازی آغازین

جملات نمونه

she played a partita on the piano.

او یک پارتیتا را روی پیانو اجرا کرد.

the partita was composed in the baroque style.

این پارتیتا به سبک باروک ساخته شده بود.

he studied the partita for weeks before the performance.

او قبل از اجرا هفته‌ها پارتیتا را مطالعه کرد.

many musicians admire bach's partita.

بسیاری از نوازندگان از پارتیتا اثر باخ تحسین می‌کنند.

she enjoyed listening to the partita during her free time.

او از گوش دادن به پارتیتا در اوقات فراغت خود لذت برد.

the partita features intricate melodies and harmonies.

پارتیتا دارای ملودی‌ها و هارمونی‌های پیچیده‌ای است.

he performed the partita flawlessly at the concert.

او پارتیتا را به طور بی‌نقص در کنسرت اجرا کرد.

learning the partita requires dedication and practice.

یادگیری پارتیتا نیاز به تعهد و تمرین دارد.

the partita is a staple in classical music repertoire.

پارتیتا یک جزء ضروری در برنامه موسیقی کلاسیک است.

she recorded her interpretation of the partita.

او تفسیر خود از پارتیتا را ضبط کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید