parvatis

[ایالات متحده]/ˈpɑːrvətiːz/
[بریتانیا]/ˈpɑːrvətiz/

ترجمه

n. جمع Parvati (یک خدیجۀ هندی؛ همچنین یک نام زنانه هندی).

جملات نمونه

the parvatis gathered at the mountain shrine for the annual festival.

پارواتی‌ها در جشن سالانه به معبدهای کوه جمع شدند.

local parvatis are known for their dedication to traditional crafts.

پارواتی‌های محلی به دلیل وفاداری آنها به هنر‌های سنتی شناخته شده‌اند.

three parvatis performed the ritual ceremony at dawn.

سه پارواتی مراسم طلسم را در صبح انجام دادند.

the parvatis maintained the ancient traditions of their community.

پارواتی‌ها سنت‌های باستانی جامعه خود را حفظ کردند.

ancient texts mention the parvatis who served the temple.

متن‌های باستانی درباره پارواتی‌هایی که به معبد خدمت می‌کردند نوشت شده است.

the parvatis taught the young girls traditional songs and dances.

پارواتی‌ها به دختران جوان آهنگ‌ها و رقص‌های سنتی را آموزش دادند.

several parvatis traveled from distant villages to attend the ceremony.

چند پارواتی از روستاهای دور برای حضور در مراسم سفر کردند.

the parvatis prepared offerings for the morning prayer.

پارواتی‌ها از آماده‌سازی اهدایا برای نماز صبح پشتیبانی کردند.

wise parvatis guided the community through difficult times.

پارواتی‌های مудّر در دوره‌های سخت جامعه را راهنمایی کردند.

the parvatis shared stories of their ancestors with the children.

پارواتی‌ها داستان‌های اجداد خود را به کودکان گفتند.

young parvatis learned sacred mantras from the elders.

پارواتی‌های جوان از افراد بزرگسال آیات مقدس را یاد گرفتند.

the parvatis decorated the temple with fresh flowers.

پارواتی‌ها معبد را با گل‌های تازه زیبایی بخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید