passers

[ایالات متحده]/ˈpɑːsəz/
[بریتانیا]/ˈpæsərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که عبور می‌کنند؛ مسافران؛ کسانی که یک امتحان را می‌گذرانند؛ (Passer) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

passers by

دیدن رهگذران

passers glance

نگاه رهگذران

passers attention

توجه رهگذران

passers stop

توقف رهگذران

passers crowd

جمعیت رهگذران

passers notice

متوجه شدن رهگذران

passers comment

نظرات رهگذران

passers view

دیدگاه رهگذران

passers interest

علاقه رهگذران

passers route

مسیر رهگذران

جملات نمونه

the park was filled with passers who enjoyed the sunny weather.

پارک مملو از رهگذرانی بود که از هوای آفتابی لذت می بردند.

passers often stop to admire the beautiful flowers.

رهگذران اغلب برای تحسین گل های زیبا توقف می کنند.

she waved at the passers as she waited for her friend.

او در حالی که منتظر دوستش بود، به سمت رهگذران دست تکان داد.

many passers took photos of the historic building.

بسیاری از رهگذران از ساختمان تاریخی عکس گرفتند.

passers by were intrigued by the street performers.

رهگذران از اجرای هنرمندان خیابانی شگفت زده شدند.

the festival attracted a lot of passers who wanted to join in the fun.

جشنواره بسیاری از رهگذرانی را که می خواستند در سرگرمی شرکت کنند، جذب کرد.

passers quickly noticed the new café that opened on the corner.

رهگذران به سرعت متوجه کافه جدیدی شدند که در گوشه باز شده بود.

some passers stopped to listen to the live music.

برخی از رهگذران برای گوش دادن به موسیقی زنده توقف کردند.

passers were surprised by the sudden rain shower.

رهگذران از بارش ناگهانی باران غافلگیر شدند.

she handed out flyers to passers in the busy street.

او برگه های تبلیغاتی را به رهگذران در خیابان شلوغ توزیع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید