passivism

[ایالات متحده]/ˈpæsɪvɪzəm/
[بریتانیا]/ˈpæsɪvˌɪzəm/

ترجمه

n. فلسفه‌ای از انفعال یا منفی‌نگری؛ مازوخیسم در زمینه پزشکی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

political passivism

گنگ‌شدن سیاسی

cultural passivism

گنگ‌شدن فرهنگی

active passivism

گنگ‌شدگی فعال

passivism theory

نظریه گنگ‌شدگی

passivism approach

رویکرد گنگ‌شدگی

environmental passivism

گنگ‌شدگی محیط‌زیستی

social passivism

گنگ‌شدگی اجتماعی

passivism movement

جنبش گنگ‌شدگی

passivism strategy

استراتژی گنگ‌شدگی

passivism mindset

نگرش گنگ‌شدگی

جملات نمونه

passivism can lead to a lack of engagement in social issues.

فعالیت نداشتن می‌تواند منجر به عدم مشارکت در مسائل اجتماعی شود.

many believe that passivism undermines the fight for justice.

بسیاری معتقدند که فعالیت نداشتن، تلاش برای عدالت را تضعیف می‌کند.

his passivism was evident in his refusal to take a stand.

فعالیت نداشتنش در امتناع او از گرفتن موضع آشکار بود.

passivism is often criticized for being ineffective.

فعالیت نداشتن اغلب به دلیل بی‌اثر بودن مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

some argue that passivism can be a form of protest.

برخی استدلال می‌کنند که فعالیت نداشتن می‌تواند نوعی اعتراض باشد.

in times of crisis, passivism may not be a viable option.

در زمان بحران، فعالیت نداشتن ممکن است یک گزینه مناسب نباشد.

her passivism prevented her from pursuing her goals.

فعالیت نداشتنش مانع از دستیابی او به اهدافش شد.

passivism can sometimes lead to missed opportunities.

فعالیت نداشتن گاهی اوقات می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

critics of passivism advocate for active participation.

منتقدان فعالیت نداشتن، مشارکت فعال را تبلیغ می‌کنند.

understanding passivism is crucial for social change.

درک فعالیت نداشتن برای ایجاد تغییرات اجتماعی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید