passivities

[ایالات متحده]/pæˈsɪvɪtiz/
[بریتانیا]/pæˈsɪvɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت منفعل بودن؛ ساختارهای منفعل در دستور زبان؛ عدم مقاومت

عبارات و ترکیب‌ها

social passivities

فعالیت‌های اجتماعی

cultural passivities

فعالیت‌های فرهنگی

emotional passivities

فعالیت‌های عاطفی

passivities analysis

تحلیل منفعل‌ها

passivities effects

اثرات منفعل‌ها

passivities response

واکنش منفعل‌ها

passivities behavior

رفتار منفعل‌ها

passivities model

مدل منفعل‌ها

passivities issues

مشکلات منفعل‌ها

passivities theory

نظریه منفعل‌ها

جملات نمونه

passivities can hinder personal growth.

فعالیت نداشتن می‌تواند مانع رشد شخصی شود.

in relationships, passivities can create misunderstandings.

در روابط، فعالیت نداشتن می‌تواند باعث سوء تفاهم شود.

overcoming passivities requires active engagement.

غلبه بر فعالیت نداشتن نیاز به مشارکت فعال دارد.

passivities often lead to missed opportunities.

فعالیت نداشتن اغلب منجر به از دست دادن فرصت‌ها می‌شود.

she recognized her passivities and decided to change.

او فعالیت‌های نداشتن خود را تشخیص داد و تصمیم گرفت تغییر کند.

passivities can affect team dynamics negatively.

فعالیت نداشتن می‌تواند به طور منفی بر پویایی گروه تأثیر بگذارد.

addressing passivities is essential for effective communication.

رسیدگی به فعالیت نداشتن برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

he learned to manage his passivities in stressful situations.

او یاد گرفت که فعالیت‌های نداشتن خود را در شرایط استرس‌زا مدیریت کند.

passivities may stem from a lack of confidence.

فعالیت نداشتن ممکن است ناشی از کمبود اعتماد به نفس باشد.

to improve, one must confront their passivities.

برای بهبود، یک فرد باید با فعالیت‌های نداشتن خود روبرو شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید