reticences

[ایالات متحده]/[ˈretɪsəns]/
[بریتانیا]/[ˈretɪsəns]/

ترجمه

n. تردید یا ناخواستن به صحبت کردن؛ خاموشی؛ کیفیت یا حالت بودن محتاطانه، خاموش یا خاموش‌گو؛ یک محدودیت یا خاموشی که توسط رسم یا مناسب‌بودن اعمال می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming reticences

پیروزی بر ملاحظات

expressing reticences

بیان ملاحظات

despite reticences

هر چه ملاحظات باشد

hidden reticences

ملاحظات پنهان

acknowledging reticences

اعتراف به ملاحظات

past reticences

ملاحظات گذشته

addressing reticences

مقابله با ملاحظات

revealing reticences

آشکار کردن ملاحظات

understanding reticences

درک ملاحظات

ignoring reticences

تجاهل ملاحظات

جملات نمونه

her reticences about her past made it difficult to get close to her.

خجالت‌هایش درباره گذشته‌اش باعث شد که نزدیکی به او دشوار شود.

despite his reticences, he eventually shared his concerns with the team.

با وجود خجالت‌هایش، در نهایت نگرانی‌هایش را با تیم به اشتراک گذاشت.

the candidate's reticences during the interview raised some red flags.

خجالت‌های ن候ندگان در حین مصاحبه چند نشانه قرمز را ایجاد کرد.

overcoming her reticences, she finally applied for the promotion.

پس از غلبه بر خجالت‌هایش، در نهایت برای پیشنهاد ارتقاء درخواست کرد.

he hid his feelings behind a wall of reticences and polite smiles.

او احساساتش را پشت دیواری از خجالت‌ها و لبخند‌های لطیف پنهان کرد.

the professor appreciated the students' reticences and allowed them time to think.

استاد خجالت‌های دانش‌آموزان را قدر دانست و به آن‌ها وقت فکر کردن داد.

the witness's reticences suggested he knew more than he was letting on.

خجالت‌های شاهد نشان داد که او بیشتر از آنچه اعلام می‌کرد را می‌داند.

she broke through his reticences with a genuine and heartfelt compliment.

او با یک ت compliment صادقانه و احساسی به خجالت‌های او نفوذ کرد.

his professional reticences prevented him from sharing personal details.

خجالت‌های حرفه‌ای او باعث شد که از اشتراک جزئیات شخصی خودداری کند.

the team needed to address the reticences surrounding the project's budget.

تیم نیاز داشت که خجالت‌های مربوط به بودجه پروژه را مورد بررسی قرار دهد.

she noticed his reticences about discussing his family.

او خجالت‌هایش درباره بحث در مورد خانواده‌اش را متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید