pastas

[ایالات متحده]/ˈpɑːstəz/
[بریتانیا]/ˈpæstəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خمیری که برای تهیه پاستای ایتالیایی، مانند ماکارونی و نودل‌ها استفاده می‌شود؛ پاستای ایتالیایی (جمع پاستا)

عبارات و ترکیب‌ها

cooked pastas

غذای پخته

fresh pastas

ماکارونی تازه

whole grain pastas

ماکارونی کامل

gluten free pastas

ماکارونی بدون گلوتن

dry pastas

ماکارونی خشک

stuffed pastas

ماکارونی پُر

colored pastas

ماکارونی رنگی

traditional pastas

ماکارونی سنتی

quick pastas

ماکارونی سریع

creamy pastas

ماکارونی خامه‌ای

جملات نمونه

i love trying different pastas at italian restaurants.

من عاشق امتحان کردن انواع مختلف پاستا در رستوران‌های ایتالیایی هستم.

she usually makes fresh pastas on weekends.

او معمولاً آخر هفته‌ها پاستای تازه درست می‌کند.

there are many types of pastas to choose from.

انواع مختلفی از پاستا برای انتخاب وجود دارد.

he prefers his pastas with a creamy sauce.

او ترجیح می‌دهد پاستایش را با سس خامه‌ای بخورد.

we enjoyed a variety of pastas during our trip to italy.

ما از انواع مختلف پاستا در طول سفرمان به ایتالیا لذت بردیم.

cooking pastas is easier than you might think.

پختن پاستا آسان‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید.

my favorite dish is pastas with marinara sauce.

غذا مورد علاقه من پاستا با سس مارینارا است.

pastas can be served hot or cold in salads.

می‌توان پاستا را به صورت گرم یا سرد در سالاد سرو کرد.

many people enjoy pastas as a comfort food.

بسیاری از مردم پاستا را به عنوان غذای راحت‌بخش دوست دارند.

learning to cook pastas is a useful skill.

یادگیری پخت پاستا یک مهارت مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید