pasteurizes

[ایالات متحده]/ˈpæstjʊəraɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈpæstʊrɪzaɪz/

ترجمه

v. شیر (و غیره) را با استفاده از روش پاستوریزه استریل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pasteurizes milk

مغز دادن به شیر

pasteurizes juice

مغز دادن به آبمیوه

pasteurizes products

مغز دادن به محصولات

pasteurizes beverages

مغز دادن به نوشیدنی ها

pasteurizes eggs

مغز دادن به تخم مرغ ها

pasteurizes cream

مغز دادن به خامه

pasteurizes cheese

مغز دادن به پنیر

pasteurizes yogurt

مغز دادن به ماست

pasteurizes sauces

مغز دادن به سس ها

pasteurizes soup

مغز دادن به سوپ

جملات نمونه

the factory pasteurizes milk to ensure safety.

کارخانه شیر را برای اطمینان از ایمنی پاستوریزه می‌کند.

many companies pasteurize their products to extend shelf life.

بسیاری از شرکت‌ها محصولات خود را برای افزایش ماندگاری پاستوریزه می‌کنند.

he pasteurizes juice to kill harmful bacteria.

او آبمیوه را برای کشتن باکتری‌های مضر پاستوریزه می‌کند.

they pasteurize the cream before packaging it.

آنها خامه را قبل از بسته‌بندی آن پاستوریزه می‌کنند.

she always pasteurizes her homemade sauces.

او همیشه سس‌های خانگی خود را پاستوریزه می‌کند.

pasteurizes can reduce the risk of foodborne illnesses.

پاستوریزاسیون می‌تواند خطر بیماری‌های منتقله از غذا را کاهش دهد.

restaurants often pasteurize eggs for safety.

رستوران‌ها اغلب برای ایمنی تخم مرغ‌ها را پاستوریزه می‌کنند.

pasteurizes are essential in dairy product production.

پاستوریزاسیون در تولید محصولات لبنی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید