pastil

[ایالات متحده]/ˈpæstɪl/
[بریتانیا]/ˈpæstəl/

ترجمه

n. قرص کوچک، اغلب معطر که برای مقاصد دارویی یا عطر استفاده می‌شود؛ دیسکی که در آزمایش‌های رادیوگرافی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعpastils

عبارات و ترکیب‌ها

pastil form

فرم پاستیل

pastil dosage

دوز پاستیل

pastil flavor

طعم پاستیل

pastil tablet

قرص پاستیل

pastil medication

داروی پاستیل

pastil ingredients

مواد تشکیل دهنده پاستیل

pastil relief

تسکین پاستیل

pastil treatment

درمان پاستیل

pastil packaging

بسته بندی پاستیل

pastil effects

اثرات پاستیل

جملات نمونه

she took a pastil for her sore throat.

او برای گلو دردش قرص مکید.

he prefers herbal pastils over regular cough drops.

او ترجیح می‌دهد قرص‌های گیاهی را به قرص‌های خلط معمولی ترجیح دهد.

pastils can help soothe your throat during cold weather.

قرص‌ها می‌توانند به تسکین گلو در هوای سرد کمک کنند.

many people carry pastils in their bags for emergencies.

بسیاری از مردم برای مواقع اضطراری قرص‌ها را در کیف خود حمل می‌کنند.

she offered him a pastil to ease his coughing.

او برای تسکین سرفه‌اش به او قرص پیشنهاد داد.

pastils are often used to relieve dry throat symptoms.

اغلب از قرص‌ها برای تسکین علائم خشکی گلو استفاده می‌شود.

he enjoys the mint flavor of the pastils.

او از طعم نعناع قرص‌ها لذت می‌برد.

pastils can be a convenient way to manage throat discomfort.

قرص‌ها می‌توانند راهی مناسب برای مدیریت ناراحتی گلو باشند.

she always keeps pastils in her car for long drives.

او همیشه قرص‌ها را برای سفرهای طولانی در ماشین خود نگه می‌دارد.

he recommended pastils as a natural remedy for throat irritation.

او قرص‌ها را به عنوان یک درمان طبیعی برای تحریک گلو توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید