pastoes

[ایالات متحده]/ˈpɑːstəʊz/
[بریتانیا]/ˈpɑːstoʊz/

ترجمه

n. پاستو (شهری در جنوب غربی کلمبیا، پایتخت استان ناریو، واقع در پای کوه آتشفشان گالراس)

عبارات و ترکیب‌ها

delicious pastoes

لذیذ پاستو

fresh pastoes

تازه پاستو

crispy pastoes

خشخاش پاستو

savory pastoes

طعم‌دار پاستو

sweet pastoes

شیرین پاستو

homemade pastoes

خانگی پاستو

traditional pastoes

سنتی پاستو

stuffed pastoes

پاستوی پر شده

mini pastoes

پاستوی کوچک

fried pastoes

سرخ شده پاستو

جملات نمونه

he loves to eat pastoes for breakfast.

او عاشق خوردن پاستو برای صبحانه است.

she baked delicious pastoes for the party.

او پاستوی خوشمزه برای مهمانی پخت.

pastoes are a popular snack in many cultures.

پاستو یک میان وعده محبوب در بسیاری از فرهنگ ها است.

you can find pastoes in various flavors.

می توانید پاستو را با طعم های مختلف پیدا کنید.

they served pastoes as an appetizer.

آنها پاستو را به عنوان پیش غذا سرو کردند.

my grandmother's pastoes recipe is a family secret.

دستور پاستوی مادربزرگم یک راز خانوادگی است.

we enjoyed pastoes while watching the movie.

ما از تماشای فیلم در حالی که پاستو می خوردیم لذت بردیم.

he learned how to make pastoes from his mother.

او یاد گرفت که چگونه پاستو را از مادرش درست کند.

pastoes can be filled with meat or vegetables.

می توان پاستو را با گوشت یا سبزیجات پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید