pastramis

[ایالات متحده]/pəˈstrɑːmɪz/
[بریتانیا]/pəˈstræmɪz/

ترجمه

n. نوعی گوشت گاو درمان شده، معمولاً با ادویه و دودی

عبارات و ترکیب‌ها

pastramis on rye

پاسترامیس روی نان گندم

pastramis sandwich

ساندویچ پاسترامیس

pastramis platter

سینی پاسترامیس

pastramis and mustard

پاسترامیس و خردل

pastramis deli

فروشگاه دلی پاسترامیس

pastramis slices

اسلایس های پاسترامیس

pastramis lovers

عاشقان پاسترامیس

pastramis shop

فروشگاه پاسترامیس

pastramis recipe

دستور پخت پاسترامیس

pastramis special

ویژه پاسترامیس

جملات نمونه

i love pastramis on rye bread.

من عاشق پاسترامي روی نان گندم سیاه هستم.

pastramis are a popular deli sandwich choice.

پاسترامي یک انتخاب محبوب ساندویچ دلی است.

he ordered a pastrami with extra mustard.

او یک پاسترامي با خردل بیشتر سفارش داد.

pastramis can be served warm or cold.

می‌توان پاسترامي را گرم یا سرد سرو کرد.

they make the best pastramis in town.

آنها بهترین پاسترامي را در شهر درست می‌کنند.

she enjoys pastramis with pickles on the side.

او از خوردن پاسترامي با خیارشور در کنارش لذت می‌برد.

have you tried their pastrami platter?

آیا بشقاب پاسترامي آنها را امتحان کرده اید؟

adding cheese to pastramis makes them even better.

اضافه کردن پنیر به پاسترامي آنها را حتی بهتر می‌کند.

we shared a pastrami and a bag of chips.

ما یک پاسترامي و یک کیسه چیپس به اشتراک گذاشتیم.

he always orders pastramis when we go out.

او همیشه وقتی بیرون می‌رویم پاسترامي سفارش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید