pasts

[ایالات متحده]/pɑːsts/
[بریتانیا]/pæsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمان قبل از حاضر؛ رویدادهایی که اتفاق افتاده‌اند؛ تجربیات یا زندگی قبلی

عبارات و ترکیب‌ها

forgotten pasts

گذشته‌های فراموش شده

dark pasts

گذشته‌های تاریک

shared pasts

گذشته‌های مشترک

hidden pasts

گذشته‌های پنهان

painful pasts

گذشته‌های دردناک

distant pasts

گذشته‌های دور

lost pasts

گذشته‌های گمشده

nostalgic pasts

گذشته‌های نوستالژیک

troubled pasts

گذشته‌های آشفته

unexplored pasts

گذشته‌های اکتشاف نشده

جملات نمونه

our pasts shape who we are today.

گذشته ما شکل می‌دهد که امروز چه کسی هستیم.

she often reflects on her pasts.

او اغلب به گذشته خود فکر می‌کند.

understanding our pasts can help us move forward.

درک گذشته ما می‌تواند به ما کمک کند به جلو حرکت کنیم.

many people have complicated pasts.

بسیاری از مردم گذشته های پیچیده ای دارند.

our pasts are filled with lessons.

گذشته ما پر از درس است.

she has left her pasts behind.

او گذشته خود را پشت سر گذاشته است.

he often shares stories from his pasts.

او اغلب داستان‌هایی از گذشته خود به اشتراک می‌گذارد.

we cannot change our pasts, but we can learn from them.

ما نمی‌توانیم گذشته خود را تغییر دهیم، اما می‌توانیم از آن درس بگیریم.

our pasts may haunt us if we don't confront them.

اگر با آنها روبرو نشویم، گذشته ما ممکن است ما را آزار دهد.

embracing our pasts can lead to healing.

پذیرش گذشته ما می‌تواند منجر به شفای ما شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید