The pathfinder led the group through the dense forest.
راهنمای مسیر، گروه را از میان جنگل انبوه عبور داد.
As a pathfinder, she always knows the best routes to take.
همانطور که راهنمای مسیر است، او همیشه می داند کدام مسیرها بهترین هستند.
The pathfinder program helps students develop leadership skills.
برنامه راهنمایی مسیر به دانش آموزان کمک می کند تا مهارت های رهبری را توسعه دهند.
He is considered a pathfinder in the field of technology innovation.
او به عنوان یک پیشگام در زمینه نوآوری فناوری شناخته می شود.
The pathfinder's job is to explore new territories and find the best paths.
وظیفه راهنمای مسیر کشف مناطق جدید و یافتن بهترین مسیرها است.
She relied on her instincts to guide her like a pathfinder.
او برای هدایت خود به غرایزش تکیه کرد، مانند یک راهنمای مسیر.
The pathfinder team successfully navigated through the treacherous terrain.
تیم راهنمای مسیر با موفقیت از میان زمین دشوار عبور کرد.
Being a pathfinder requires a combination of skills and experience.
راهنمای مسیر بودن به ترکیبی از مهارت ها و تجربه نیاز دارد.
The pathfinder's map was crucial in finding the lost hikers.
نقشه راهنمای مسیر برای یافتن کوهنوردان گم شده بسیار مهم بود.
In the wilderness, a pathfinder is essential for survival.
در طبیعت وحشی، یک راهنمای مسیر برای بقا ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید