patiens

[ایالات متحده]/ˈpeɪʃənt/
[بریتانیا]/ˈpeɪʃənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که درمان پزشکی دریافت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

patien care

مراقبت از بیمار

patien rights

حقوق بیمار

patien safety

ایمنی بیمار

patien support

حمایت از بیمار

patien treatment

درمان بیمار

patien feedback

بازخورد بیمار

patien records

سوابق بیمار

patien advocacy

حمایت از بیماران

patien engagement

مشارکت بیمار

patien education

آموزش بیمار

جملات نمونه

the doctor is very patient with his young patients.

پزشک با بیماران جوانش بسیار صبور است.

she was patient enough to wait for the results.

او به اندازه‌ای صبور بود که منتظر نتایج بماند.

being patient is essential when learning a new skill.

صبور بودن برای یادگیری یک مهارت جدید ضروری است.

he showed great patience while teaching his students.

او در حالی که به شاگردان خود آموزش می‌داد، صبر زیادی نشان داد.

patients often feel anxious before surgery.

بیماران اغلب قبل از جراحی مضطرب هستند.

she has a patient demeanor that puts everyone at ease.

او رفتاری صبورانه دارد که باعث می‌شود همه احساس آرامش کنند.

it takes patience to master a foreign language.

تسلط بر یک زبان خارجی نیاز به صبر دارد.

the therapist was patient in helping her clients cope.

درمانگر در کمک به بیماران خود برای کنار آمدن صبور بود.

patients appreciate when their doctors listen to them.

بیماران از زمانی که پزشکان به حرف‌هایشان گوش می‌دهند قدردانی می‌کنند.

he remained patient despite the long wait.

او با وجود انتظار طولانی صبور ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید