patinate surface
سطح براق
patinate finish
پوشش براق
patinate metal
فلز براق
patinate effect
اثر براق
patinate layer
لایه براق
patinate object
شیء براق
patinate texture
بافت براق
patinate appearance
ظاهر براق
patinate style
سبک براق
patinate artifact
شیء باستانی براق
the artist decided to patinate the bronze sculpture to enhance its beauty.
هنرمند تصمیم گرفت تا زیبایی مجسمه برنزی را افزایش دهد، آن را پتینه کند.
over time, the copper roof will naturally patinate, giving it a unique look.
با گذشت زمان، سقف مس به طور طبیعی پتینه میشود و ظاهری منحصر به فرد به آن میبخشد.
she learned how to patinate metal to achieve a vintage effect.
او یاد گرفت که چگونه فلز را پتینه کند تا جلوهای قدیمی به دست آورد.
the patinated finish on the door added character to the old house.
پوشش پتینه شده روی در، شخصیتی به خانه قدیمی بخشید.
many artists prefer to patinate their works to create depth and texture.
بسیاری از هنرمندان ترجیح میدهند آثار خود را پتینه کنند تا عمق و بافت ایجاد کنند.
they decided to patinate the furniture to match the rustic decor.
آنها تصمیم گرفتند مبلمان را پتینه کنند تا با دکور روستیک مطابقت داشته باشد.
the craftsmen have perfected the technique to patinate silver effectively.
صنعتگران این تکنیک را برای پتینه کردن نقره به طور مؤثر کامل کردهاند.
patinating the metal can protect it from corrosion and wear.
پتینه کردن فلز میتواند از خوردگی و سایش آن محافظت کند.
he enjoys the process of patinating his metal artworks.
او از روند پتینه کردن آثار هنری فلزی خود لذت میبرد.
to achieve a more authentic look, she decided to patinate the new fixtures.
برای دستیابی به ظاهری اصیلتر، او تصمیم گرفت وسایل جدید را پتینه کند.
patinate surface
سطح براق
patinate finish
پوشش براق
patinate metal
فلز براق
patinate effect
اثر براق
patinate layer
لایه براق
patinate object
شیء براق
patinate texture
بافت براق
patinate appearance
ظاهر براق
patinate style
سبک براق
patinate artifact
شیء باستانی براق
the artist decided to patinate the bronze sculpture to enhance its beauty.
هنرمند تصمیم گرفت تا زیبایی مجسمه برنزی را افزایش دهد، آن را پتینه کند.
over time, the copper roof will naturally patinate, giving it a unique look.
با گذشت زمان، سقف مس به طور طبیعی پتینه میشود و ظاهری منحصر به فرد به آن میبخشد.
she learned how to patinate metal to achieve a vintage effect.
او یاد گرفت که چگونه فلز را پتینه کند تا جلوهای قدیمی به دست آورد.
the patinated finish on the door added character to the old house.
پوشش پتینه شده روی در، شخصیتی به خانه قدیمی بخشید.
many artists prefer to patinate their works to create depth and texture.
بسیاری از هنرمندان ترجیح میدهند آثار خود را پتینه کنند تا عمق و بافت ایجاد کنند.
they decided to patinate the furniture to match the rustic decor.
آنها تصمیم گرفتند مبلمان را پتینه کنند تا با دکور روستیک مطابقت داشته باشد.
the craftsmen have perfected the technique to patinate silver effectively.
صنعتگران این تکنیک را برای پتینه کردن نقره به طور مؤثر کامل کردهاند.
patinating the metal can protect it from corrosion and wear.
پتینه کردن فلز میتواند از خوردگی و سایش آن محافظت کند.
he enjoys the process of patinating his metal artworks.
او از روند پتینه کردن آثار هنری فلزی خود لذت میبرد.
to achieve a more authentic look, she decided to patinate the new fixtures.
برای دستیابی به ظاهری اصیلتر، او تصمیم گرفت وسایل جدید را پتینه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید