patrial

[ایالات متحده]/ˈpeɪtriəl/
[بریتانیا]/ˈpeɪtriəl/

ترجمه

adj. مربوط به کشور خود; نشان‌دهنده ملیت (یا منطقه); مربوط به زادگاه یا ملیت خود; مربوط به کشور خود; دارای حقوق اقامت بریتانیایی
n. یک شهروند بومی از یک کشور خاص; یک شهروند از کشور خود; شخصی با ملیت بریتانیایی
Word Forms
جمعpatrials

عبارات و ترکیب‌ها

patrial rights

حقوق پاتریال

patrial lineage

تبار پاتریال

patrial inheritance

ارث پاتریال

patrial culture

فرهنگ پاتریال

patrial identity

هویت پاتریال

patrial family

خانواده پاتریال

patrial system

سیستم پاتریال

patrial authority

قدرت پاتریال

patrial descent

نژاد پاتریال

patrial connection

ارتباط پاتریال

جملات نمونه

his patrial connections helped him secure the job.

ارتباطات خانوادگی او به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.

she felt a strong patrial bond with her family.

او پیوند خانوادگی قوی با خانواده‌اش احساس می‌کرد.

patrial rights can vary from one country to another.

حقوق خانوادگی ممکن است از یک کشور به کشور دیگر متفاوت باشد.

understanding patrial heritage is important for identity.

درک میراث خانوادگی برای هویت مهم است.

he traced his patrial lineage back several generations.

او ریشه‌های خانوادگی خود را چندین نسل به عقب ردیابی کرد.

patrial ties often influence cultural traditions.

پیوندهای خانوادگی اغلب بر سنت‌های فرهنگی تأثیر می‌گذارند.

she is proud of her patrial ancestry.

او به اجداد خانوادگی خود افتخار می‌کند.

patrial affiliations can affect social dynamics.

وابستگی‌های خانوادگی می‌توانند بر پویایی‌های اجتماعی تأثیر بگذارند.

his patrial background played a role in his education.

زمینه خانوادگی او در تحصیلاتش نقش داشت.

exploring patrial connections can reveal family secrets.

کشف ارتباطات خانوادگی می‌تواند رازهای خانوادگی را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید