patrolman

[ایالات متحده]/pə'trəʊlmən/
[بریتانیا]/pə'trolmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسر پلیس که در یک منطقه خاص گشت می‌زند
شکل‌های واژه
جمعpatrolmen

جملات نمونه

the patrolman read Lee his Miranda rights.

سروان گشتی حق میاندای لی را به او گفت.

The patrolman was out on his nightly rounds.

گشتگر در حال انجام گشت‌های شبانه خود بود.

The patrolman stopped to help a stranded motorist.

گشتگر برای کمک به یک راننده که دچار مشکل شده بود، توقف کرد.

The patrolman radioed for backup when he spotted suspicious activity.

گشتگر با دیدن فعالیت‌های مشکوک، برای دریافت کمک از طریق رادیو درخواست کمک کرد.

The patrolman wore a reflective vest for visibility at night.

گشتگر برای دیده‌شدن در شب، یک جلیقه بازتابنده پوشید.

The patrolman directed traffic around the accident scene.

گشتگر ترافیک را در اطراف صحنه تصادف هدایت کرد.

The patrolman issued a ticket to the driver for speeding.

گشتگر به دلیل سرعت غیرمجاز به راننده اخطار داد.

The patrolman carried a flashlight and a baton on his belt.

گشتگر یک چراغ قوه و یک چوب در کمربند خود حمل می‌کرد.

The patrolman responded quickly to a call for help.

گشتگر به سرعت به درخواست کمک پاسخ داد.

The patrolman warned the group about the dangers of hiking in the area.

گشتگر گروه را در مورد خطرات پیاده‌روی در آن منطقه آگاه کرد.

The patrolman investigated the noise coming from the abandoned building.

گشتگر صدای coming از ساختمان متروکه را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید