patros

[ایالات متحده]/ˈpætrəʊz/
[بریتانیا]/ˈpætroʊz/

ترجمه

n. جمع patro؛ Patro (نام)

جملات نمونه

the patros family gathered for the annual ceremony.

خانواده پاتروس برای مراسم سالانه جمع شدند.

his patros lineage traced back seven generations.

نسل پاتروس او به هفت نسل پیش می‌رفت.

they sought the patros blessing before beginning the journey.

قبل از شروع سفر، آنها بیت‌الله پاتروس را می‌خواستند.

the old patros house stood at the village entrance.

خانه قدیمی پاتروس در ورودی روستا قرار داشت.

he carried his patros name with great pride.

او با افتخار نام خانوادگی پاتروس را حمل می‌کرد.

the respected patros gave wise counsel to the young.

پاتروس احترام‌دار به جوانان مشورت‌های حکیمی می‌داد.

the elder patros presided over the community meeting.

پاتروس باسن‌دار برگزاری جلسه جامعه را بر عهده داشت.

each patros generation passed down ancient traditions.

هر نسل پاتروس سنت‌های باستانی را به نسل بعدی منتقل می‌کرد.

the patros tradition continued despite modern influences.

سنت پاتروس با وجود تأثیرات مدرن ادامه یافت.

they honored the patros memory with prayers.

آنها به یاد پاتروس با دعا احترام گذاشتند.

the patros respect was evident in every gesture.

احترام به پاتروس در هر حرکت آشکار بود.

they mourned their deceased patros with solemn rituals.

آنها با مراسم جدی، پاتروس فوت شده‌شان را می‌پرستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید