pavise

[ایالات متحده]/ˈpæv.ɪs/
[بریتانیا]/ˈpæv.ɪs/

ترجمه

n. سپر بزرگ که در قرون وسطی برای حفاظت تیراندازان استفاده می‌شد
Word Forms
جمعpavises

عبارات و ترکیب‌ها

pavise shield

سپر پاویز

pavise archers

تیراندازان پاویز

pavise wall

دیوار پاویز

pavise defense

دفاع پاویز

pavise position

موقعیت پاویز

pavise tactics

تاکتیک‌های پاویز

pavise formation

تشکیل پاویز

pavise troops

نیروی پاویز

pavise equipment

تجهیزات پاویز

pavise strategy

استراتژی پاویز

جملات نمونه

the soldier raised his pavise to block the arrows.

سرباز سپر پاویس خود را بالا برد تا از تیرها محافظت کند.

during the siege, the archers relied on their pavises for protection.

در طول محاصره، کمانداران برای محافظت از سپر پاویس خود استفاده می کردند.

the pavise was a crucial piece of equipment in medieval warfare.

سپر پاویس یک قطعه حیاتی تجهیزات در جنگ های قرون وسطی بود.

he painted his pavise with intricate designs.

او سپر پاویس خود را با طرح های پیچیده نقاشی کرد.

the pavise provided shelter from enemy fire.

سپر پاویس پناهگاهی در برابر آتش دشمن فراهم می کرد.

carrying a pavise can be cumbersome for soldiers.

حمل سپر پاویس می تواند برای سربازان دست و پا گیر باشد.

they practiced their formations while holding their pavises.

آنها در حالی که سپر پاویس خود را در دست داشتند، تمرینات خود را انجام می دادند.

the design of the pavise evolved over the centuries.

طراحی سپر پاویس در طول قرن ها تغییر کرد.

in battle, the pavise served as both a shield and a rest for the crossbow.

در نبرد، سپر پاویس هم به عنوان سپر و هم به عنوان تکی برای تیرکمان عمل می کرد.

he admired the craftsmanship of the ancient pavise.

او از هنر و مهارت ساخت سپر پاویس باستانی تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید